X
تبلیغات
رهایی - ارتباطات

تئوري ارتباطات ميان فردي

 

ارتباط ميان فردي چيست؟

ارتباط میان فردی یک فرایند تعاملی است، فرایندی که در آن دو نفر به منظور برقراری ارتباط، پیام…های خود را ارسال و دریافت می…کنند. لازمة تحقق ارتباط میان فردی این است که فرستنده پیام، پیام را به خوبی رمز…گذاری کرده و گیرندة پیام به خوبی رمز…گشایی نماید. بالطبع هر چه مهارت و دقت ارتباط برقرار کنندگان بیشتر باشد، میزان برقراری ارتباط موفق…آمیز افزایش می…یابد.

ارکان ارتباط میان فردی:

1)  ارتباط برقرار کنندگان باید بپذیرند که هر دو طرف خصوصیات رفتاری منحصر به فردی دارند.

2)  پیام…هایی که ارسال می…کنند با توجه به همین منحصر به فرد بودن خصوصیات رفتاری طرفین باشد.

مفاهیم اساسی ارتباطات میان فردی:

1. ارتباطات در قالب یک سیستم انجام می…شود: آنچه که به عنوان مثال در یک خانواده شکل می…گیرد الگو…های ارتباطی است که روابط بین افراد را می…سازد. در یک کلاس درس نیز روابط بر اساس الگو…هایی هستند که می…توان از آن الگو…ها پیروی کرد.در خانواده، یک نفر نظارت بر امور جاری زندگی را برعهده دارد.فرد دیگری در تربیت فرزندان نقش دارد و.... در کلاس نیز یک نفر درس می…دهد. افراد دیگری آموزش می…بینند و...

در این سیستم ارتباطی، هر کسی نقشی دارد و چنانچه نقش…ها جابه جا و یا تغییر کنند، نحوه برقراری ارتباط به هم می…ریزد، به عبارتی سیستم ارتباط تغییر می…کند.

2. ما، خود به دیگران یاد می…دهیم که با ما چگونه رفتار کنند: زمانی که ما مورد آزار دیگران قرار می…گیریم بخشی از این رفتار به خود ما بر می…گردد. این ما هستیم که با اعتراض کردن و یا دفاع نکردن از خود راه را برای آزار دادن دیگران باز می…کنیم.بنابراین باید یک سیستم ارتباطی را سازماندهی کرد. چنانچه در این سیستم سازماندهی شده نقش پذیرفته شود، چنانچه این نقش توسط فرد دیگری انجام شود این نقش بخشی از سیستم می…شود و چنانچه رد شود از سیستم خارج می…گردد.

3. ما به شیوة خاص خود ارتباط برقرار می…کنیم: هر فردی برای برقراری ارتباط شیوه خاص خود را پیش می…گیرد. ما سعی می…کنیم با نوع کلماتی که انتخاب می…کنیم، با ژست…هایی که می…گیریم، با لحن گفتای که داریم ارتباط برقرار کنیم. در هر ارتباط، ما چیز…های زیادی دربارة خود بروز می…دهیم. ویژگی…ها، واکنش…ها و بیان ما بخشی از این عوامل است.

4. هدف ما از برقراری ارتباط با دیگران آن است که آنها را وادار کنیم که مثل ما فکر کنند، مثل ما عمل کنند و مثل ما رفتار کنند. ما سعی می…کنیم در ارتباط متقابل با دیگران بر دیدگاه و رفتار آنها تأثیر بگذاریم، ما می…خواهیم که آنها مثل ما رفتار کنند البته نه از لحاظ غرور و خودخواهی بلکه ارتباط متقابل اثر بخشی.

5. معنا در خود انسان نهفته است نه در کلمات. کلمات به خودی خود دارای معنا نیستند بلکه این انسان…ها هستند که به کلمات معنای خاصی می…دهند. مانند کلمه سگ، معنای سگ یک معنای کاملاً مشخص است حیوانی است چارپا از تیره سگ…سانان اما سگ برای دختری که در روستا بزرگ شده است و سگ برای او خانواده…اش بسیار خدمت کرده با معنای سگ برای پسری که در شهر بزرگ شده، روزی به خاطر دست زدن به سگ از سوی مادرش تنبیه شده و روزی دیگر سگی او را گاز گرفته، مطمئناً یکی نیست. بنابراین هر کسی بر مبنای آنچه که در ذهنش از کلمات متبادر می…شود به کلمات معنا می…دهد. معنای کلمات در ذهن است نه در کلمه.باید قاعده…ای برای درک و تفسیر کلمات وجود داشته باشد تا ارتباط برقرار شود در غیر اینصورت هیچ گاه دختر و پسری که دو معنای متفاوت از سگ در ذهنشان وجود دارد در این رابطه نمی…توانند به تفاهم برسند و ارتباط برقرار کنند.

6. ما نمی…توانیم ارتباط برقرار نکنیم: گوش ندادن و حرف نزدن ضرورتاً به معنای قطع فرایند ارتباط نیست شاید حاصل بی…توجهی ما به محیط اطراف باشد. ما حتی وقتی سکوت می…کنیم به نوعی ارتباط برقرار می…کنیم هر چند که پیامی نفرستاده…ایم. ما با سکوت خود به دیگران می…فهمانیم که علاقه…ای به حرف زدن نداریم یا به آنچه که آنها می…گویند مخالف و یا بی…توجهیم. بیشتر ارتباطات ما به شکل غیر کلامی صورت می…گیرند.

7. دیگران به اعمال ما واکنش نشان می…دهند: دیگران بر مبنای قانون عمل و عکس…العمل به اعمال ما واکنش نشان می…دهند. وقتی لبخند می…زنیم آنها لبخند می…زنند. وقتی پرخاش می…کنیم آنها پرخاش می…کنند.

8. ما آنچه را که باب طبع خودمان است انجام می…دهیم: هدف ما از برقراری ارتباط می……تواند کسب تجربه، کسب اطلاعات و علم و... است. ما در صدد هستیم با ارتباطی که برقرار می…کنیم به وضعیتی مطلوبتر از گذشته دست یابیم. بنابراین زمانی که احساس کنیم موقعیت باب طبع ما نیست از آن دوری می…کنیم.

9. ما همواره نمی…توانیم درک و احساسی مشابه دیگران داشته باشیم. تنها فصل مشترک تجربه میان دو شخص جایی است که آنها تجربیات مشترک، باور…ها، عقاید و فرهنگ مشترک داشته باشند. ماهیت ارتباط میان فردی اثر بخش بر انتقال تجربه، احترام، ارزش…گذاری، صداقت، نوع دوستی، راز نگهداری متقابل، ایمان به یکدیگر و اعتماد استوار است.

 خود افشایی (خود برون ریزی):

آنچه که در زندگی ما حائز اهمیت است مسئله خودنگری است، یعنی تصویری که ما از خود در ذهن داریم. اگر ما خود را قبول نداشته باشیم دیگران نیز ما را قبول نخواهند داشت آنها خیلی زود متوجه عدم اعتماد به نفس ما می…شوند اما گاه این دغدغه وجود دارد که ما بیش از اندازه مطمئن به نفس به نظر برسیم و دیگران ما را فردی مغرور و از خودراضی بدانند. اما قبول داشتن خود به عنوان فردی با ارزش که تعبیر به حب نفس می…شود پسندیده است و به معنای تکبر نیست. حب نفس با خودستای فرق می…کند.

زمانی که اطلاعاتی را دربارة خود فاش می…کنیم و از طریق آن به دیگران اجازه می…دهیم تا دربارة ما بیشتر بدانند و ما را بهتر بشناسند به خود افشایی یا خود برون ریزی دست زده…ایم. به عبارت دیگر خود افشایی با هدف شناخت دیگران از ما با ارائه اطلاعاتی دربارة خودمان صورت می…گیرد. خود افشایی گاه در جهت تعریف از خود است، گاه در جهت دفاع از خود. خودافشایی ممكن است به زیان فرد هم تمام …شود و این درحالیست که وی اطلاعاتی از خود فاش می…کند که مورد سوء استفاده دیگران قرار می…گیرد.

خود و دیگران:

انواع «من…»ها:

1. «من باطن»: نظر ما دربارة خودمان، «من باطن» است.

«من باطن» روشی است که به وسیلة آن ما خود را ارزیابی کرده و می…شناسیم.

2. «من ظاهر»: نظر دیگران دربارة ما، «من ظاهر» است.

«من ظاهر» روشی دیگر است برای اینکه ما بتوانیم به وسیلة آن خود را مورد شناسایی و ارزیابی قرار دهیم.

اگر ما بتوانیم بین «من ظاهر» و «من باطن» تعادل و توازن برقرار کنیم فردی متعادل و قادر به برقراری ارتباط هستیم. اما اگر نتوانیم بین «من ظاهر» و «من باطن» تعادل و توازن برقرار کنیم چهار واکنش را احتمالاً خواهیم داشت:

1. روش…های ارتباطی خود را تغییر می…دهیم.

2. نظر دیگران را دربارة خود می…پذیریم و آن را تأیید می…کنیم، اما معتقدیم نباید خود را مطابق خواست آنها تغییر دهیم، بنابراین رفتار خود را تغییر نمی…دهیم.

3. نظر دیگران را اصلاً نمی…پذیریم.

4. نسبت به نظر دیگران بی…تفاوت می…مانیم.

تأیید جویی:

ما در ارتباطات خود به دنبال تأیید دیگران هستیم. مطمئناً اگر از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشیم آنچنان نیازی به تأیید دیگران نداریم. ما به عقاید و باور…های خود ایمان داریم، دچار خود کم بینی نیستیم و با اعتماد به نفس کامل با دیگران ارتباط برقرارمی…کنیم، اما چنانچه از اعتماد به نفس پایینی برخوردار باشیم همواره نیازمند تأیید دیگران هستیم و هرگاه از این تأیید خبری نبود منفعل و بی…اثر می…شویم، در تصمیم…گیری…ها مستأصل مي شويم و سرنوشت خود را به دست دیگران می…سپاریم.

احساسات:

در جریان ارتباطات، هر پیامی که فرستاده می…شود متشکل از دو عنصر منطق و احساس است. بنابراین پیام……ها را می…توان از این حیث به دو دسته تقسیم کرد:

1. پیام…های عاطفی              2. پیام…های منطقی

پیام…های عاطفی عبارتند از: ترس، خشم، نفرت، عشق، غصه، شادی، سنگینی و رؤیا. یکی از معمول…ترین شکل ابراز احساسات، خشم است. خشمگین شدن واکنش…هایی به همراه دارد که از یک طرف می…تواند سازنده باشد (در جهت تخلیه احساسات درونی بدون ایجاد آسیب بدنی و آزردگی روحی برای دیگران) واز طرفی دیگر می…تواند مخرب باشد (با آسیب رساندن به دیگران و آزردن آنها).

قدرت:

قدرت یعنی توانایی؛ توانایی کنترل آنچه که اتفاق می…افتد؛ توانایی اعمال آنچه که خواسته ماست و توانایی ممانعت از بروز آنچه که خلاف خواسته ماست. سلسله مراتب قدرت، تعیین کننده پیام ارسالی و دریافتی و نیز اثر پیام است. افرادی که در موضع قدرت هستند غالباً پیام…های اثر گذارتری را ارائه می…دهند چرا که دارای قدرت هستند. قدرت می…تواند به ابزاری برای تعاون و همکاری تبدیل شود و یا سلاحی باشد برای مجازات. اگر شخصی قدرت کنترل ما را داشته باشد، باید آمادگی پرداخت هزینه قدرت نمایی…های خود را داشته باشیم و چنانچه ما در موضع قدرت باشیم، می…توانیم با تکیه بر نفوذ و اختیارات و قدرتمان از اطلاعات دیگران استفاده کنیم.

ارتباطات مذکر مونث:

مردان و زنان از نظر روش های برقراری ارتباط با هم تفاوت دارند:

ابعاد بررسی تفاوت های ارتباطی مذکر – مؤنث :

1 - جنس : خصوصیات روانشناختی، اجتماعی و تعاملی

2- جنسیت : خصوصیات فیزیکی و بیولوژیکی

جنس و جنسیت:

طبق تحقیقات زیست شناسی، مردان و زنان از لحاظ جنس و جنسیت کاملاً با یکدیگر تفاوت دارند، که عوامل زیست شناختی در نحوه برقراری ارتباط آنها بسیار مؤثر است.

با توجه به تفاوت های موجود ساختار مغزی زنان و مردان، زنان بهتر از مردان می توانند احساسات خود را در قالب کلمات بروز دهند.

تفاوت موجود در نحوه شکل گیری شخصیت مردان و زنان و نیز نوع متمایز تربیت و پرورش آنها، بالطبع مردان و زنان را در خصوصیات روانشناختی ، اجتماعی و تعاملی از یکدیگر جدا می کند.

ویژگیهایی چون استقلال، رقابت جویی و خشونت به مردان اختصاص می یابد و خصوصیاتی چون وابستگی، مشارکت و حساسیت ویژه زنان می شود.

چرا مردان و زنان به شیوه ای متفاوت ارتباط برقرار می کنند؟

برخی از جریان های سیاسی سعی می کنند تا این باور را رواج دهند که بین مردان و زنان هیچ گونه تفاوتی وجود ندارد. اما طبق تحقیقات علوم ارتباط انسانی، میان مردان و زنان تفاوتهای بارزی وجود دارد که این تفاوتها به تمایز در استفاده از شیوه ارتباطی توسط مردان و زنان می انجامد .

ارتباطات و فرهنگ :

ارتباطات را می توان به دو دسته درون فرهنگی و میان فرهنگی تقسیم کرد. ارتباطات بین زنان و مردان از دسته ارتباطات میان فرهنگی است و به همان اندازه از پیچیدگی ها و تعارض های خاص خود برخوردار است.

الگوی ارتباطی عمده ای وجود دارد که می توان آنها را مشخصه جنس مذکر و مؤنث دانست:

1- زنان برای اظهار نظر خود از کلمات زیادی استفاده می کنند.

2- دایره لغات زنان جهت ابراز احساسات و زیبایی ها گسترده تر است.

3- زنان نسبت به مردان تمایل بیشتری به فاش کردن اطلاعات شخصی خود دارند.

4- مردان در ارتباطات خود صریح تر هستند.

5- مردان وظیفه گراتر و زنان محافظه کارترند.

تلاش برای ایجاد تغییر در تفاوت های ارتباطی مردها و زنها:

روشهای قابل توجه جهت ایجاد تغییر در تفاوتهای ارتباطی مردها و زنها:

1- توأم نگری : یکسان کردن زبان مورد استفاده مردها و زنان در راستای افزایش فصول مشترک بین زنان و مردان

2- انعطاف جنسی : پذیرش رفتارهای خاص جنس مخالف برای مدتی

هر چند که این روشها می تواند به کاهش تفاوت های ارتباطی جنسی کمک کند، اما تعداد موارد کاهش تفاوت ها بسیار اندک است چرا که هنوز رفتارهای ما تحت تأثیر باورها و کلیشه های جنسی موجود محدودند. بنابر این می توان گفت پذیرفتن و احترام گذاشتن به طرز گفتار و رفتار دیگران شاید آسانتر از تغییر روش ها و عادت های رفتاری و گفتاری باشد.

روابط و نحوه شکل گیری آن:

ایجاد یک رابطه:

شیوه های برقراری ارتباط متنوع و متفاوت است. بنابر این نمی توان یک قانون یا قاعده ای را برای آن تدوین کرد. آنچه که در ابتدای ایجاد یک رابطه شکل می گیرد انگیزه و هدفی است که در برقراری ارتباط میان تمام افراد مشترک است به عبارتی هر فردی اولین گام را در برقراری ارتباط خود با دیگری همراه با یک هدف و یک انگیزه بر می دارد. شکل رابطه کاملاً مشخص نیست. در آغاز فرد مردد می شود چرا که افراد به شیوه های مختلف رفتار می کنند و پیش بینی دقیق رفتار آنها دشوار است.

موانع موجود در ایجاد یک رابطه نزدیک :

1- ترس از دست دادن هویت فردی ( تبدیل شدن من به ما )

2- ترس از از دست دادن

3- ترس از انتقام

4- ترس از برهم خوردن توازن قدرت

5- ترس از افشای اطلاعات

6- ترس از انگشت نما شدن در اثر بروز اطلاعات

بنابر این « ترس» عاملی است که مانع برقراری یک پیوند و رابطه نزدیک می شود.

ویژگیهای یک ارتباط نزدیک ( صمیمیت):

1- پذیرش خود و دیگران

2- ارتباط روشن

3- حفظ توازن قوا

4- حفظ استقلال و وابستگی متقابل

5- آگاهی از شیوه های منظم حفظ و توسعه روابط

روند منظم یک رابطه:

1- ایجاد رابطه ( ورودی) : مبادله اطلاعات زندگینامه ای

2- ارتباط شخصی ( میانی): مبادله اطلاعات مربوط به دیدگاهها و ارزش های محوری

3- ارتباط نهایی ( خروج ) : توافق درباره آینده رابطه ( تداوم رابطه یا قطع آن )

ادامه یک رابطه:

ادامه یک رابطه بستگی به منافع و هزینه های ارتباطی ( مدل اقتصادی روابط ) دارد. چنانچه منافع یک رابطه برابر با هزینه یا فراتر از آن باشد، رابطه ادامه می یابد و صمیمی تر و خصوصی تر می شود، اما چنانچه هزینه از منافع فراتر رود، رابطه از بین می رود.

گاه پاداش ارتباطی نظیر امنیت و محبت به کمک ادامه یک رابطه می آیند. حتی زمانیکه هزینه های ارتباطی افزایش می یابد، اگر با پاداش های ارتباطی جبران شود می توان به ادامه رابطه امیدوار بود، چرا که شخصی با سرمایه گذاری عواملی چون پول ، وقت و احساسات به امنیت و محبت دست می یابد ولی چنانچه فقط پای هزینه در میان باشد و خبری از پاداش های ارتباطی نباشد مطمئناً باید به قطع رابطه اندیشید.

روابط مثبت:

ارتباطات ، کلید ایجاد و حفظ روابط خوب و مثبت است.

یک ارتباط خوب رابطه ای است که در آن طرفین آزادانه ابراز عقیده می کنند و برای احساسات یکدیگر احترام قائلند.

روابط مثبت با عواملی چون خودشناسی، ممانعت از تحمیل عقیده، ممانعت از سرزنش و تحقیر و تمسخر و نیز خودداری از به وجود آوردن تغییر در طرف مقابل شکل می گیرد.

نقش فرایند ارتباطات در روابط:

یک رابطه دارای ساختار است و به تبع آن هر فردی صاحب نقشی است. گاه در این ساختار تغیيراتی صورت می گیرد. مثلاً نقشها جا به جا می شوند، در این حالت می توان در انتظار درهم ریختگی روابط بود.

 سیستم روابط می تواند کارا یا غیر کارا باشد :

1- سیستم کارا: سیستمی کارآ است که در آن رضایت همه مشارکت کنندگان تأمین شود. در این سیستم افراد به نقش خود به خوبی واقفند.

2- سیستم غیر کارآ: سیستمي غیر کارآ است که در آن افراد از نقشی که باید بر عهده گیرند آگاه نیستند.

نتیجه عدم کارایی، آشفتگی و هرج و مرج و بی نظمی است. در این حالت براي بازگشت مجدد کارآیی به سیستم بایستی یک طراحی مجدد برای ساختار انجام داد. به عبارتی افراد نقش های جدید را بپذیرند، برای یکدیگر احترم قائل شوند و روابط را به سمت و سویی مؤثر و مثبت هدایت کنند.

خاتمه رابطه:

خاتمه یک رابطه بخشی از چرخه زندگی است. برای هر آغازی پایانی است و هر ارتباطی محکوم به ختم است.

یک رابطه به قیمت از دست دادن زمان ، انرژی، آزادی و نیز پذیرش تعهد، تغییر زندگی خود و هماهنگی با دیگری تمام می شود.

زمانی نمی توان به طور کامل از خاتمه یک رابطه ناامید شد که به مقوله زندگی بعد از مرگ یا تناسخ ارواح ایمان داشت .

بالطبع قطع رابطه به آسیب رسانی منجر می شود به ویژه زمانی که احساسات و عواطف به گونه ای عمیق شکل گرفته باشد و یا فرد سرمایه گذاری فیزیکی روی ایجاد آن رابطه انجام داده باشد.

ختم رابطه مانند بدو آن ، به شیوه های متفاوت صورت می گیرد. متأسفانه خاتمه اکثر روابط با تنش و خصومت ناشی از احساسات شکست و رانده شدن همراه است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 14:16  توسط ملیحه سروری  | 

ارتباطات فردی

 ارتباطات فردي چيست؟

ارتباطات فردی را می­توان به دو دسته درون فردی و میان فردی تقسیم کرد. ارتباطات فردی زمانی صورت می­گیرد که فرد با خود ارتباط برقرار می­کند و ارتباطات میان فردی در حالی شکل می­گیرد که فرد با شخص دیگری ارتباط برقرار می­کند.

تکلم با خود (Self-talk):

تکلم با خود در معنای اولیه یعنی حرف زدن با خود. اما تکلم با خود تنها به حرف زدن با خود خلاصه نمی­شود. رفتار، احساسات، عزت نفس، میزان اضطراب، دیدگاههای درونی، باورها، تصمیم­گیریها، خیالبافیها، القائات مثبت و منفی و .. اشکالی از فرایند ارتباط با خود هستند.

ناهماهنگی شناختی (Cognitive dissonance) :

شناخت، فرآیندی است که در آن ابتدا اطلاعات شناسایی و درک می­شوند سپس سازماندهی شده و در پایان ذخیره می­شوند.

لئون فستینگر، ناهماهنگی شناختی را حالتی از تنش می­داند که از داشتن دو فرایند شناختی (اندیشه­ها، نگرش­ها، باورها، عقاید) همزمان که از نظر روانشناختی نامتجانس هستند، حاصل می­شود. به عبارت دیگر، دو فرایند شناختی در صورتی با هم ناهماهنگ هستند که هنگامی که تنها این دو شناخت مورد نظر باشند، نقیض یکی، از دیگری منتج شود. ناهماهنگی شناختی حالتی است که اغلب موجب تحریک وجدان می­شود به طوریکه وقتی فردی با وجود آگاهی از مکروه بودن تقلب، به این کار دست می­زند، عذاب وجدان به شدت گریبانگیر وی می­شود. گاه این ناهماهنگی شناختی فرد را به توجیه خود وا می­دارد. او هنگامیکه ارزش­ها، دیدگاهها و باورهای خود را با رفتار و اعمالش متناقض و ناهماهنگ می­بیند، سعی در توجیه عملکرد خود دارد. توجیه خود، تحریک وجدان و رفتار انفعالی با خود، بخشی از ارتباط انسان با خود است.

خودنگری (Self-concept) :

آنچه که ما از خود می­شناسیم، آن درکی که ما از خود داریم، تصویری که از خود ترسیم می­کنیم و آنچه که جهت دهنده و هدایت کننده رفتار ماست، چیزی نیست جز «خودنگری».

انواع «خود»:

1- خود واقعی (Real self) : دیدگاه واقع بینانه­ای که ما نسبت به افکار، احساسات، علایق، نیازها و استعدادهای خود داریم. مثلاً دلواپسی و نگرانی ما راجع به چگونگی تصمیم­گیری­هایمان، به نوعی بیداری «خود واقعی» است.

2- خود حقیقی (Ideal self) : شخصیت انسان تکامل یافته و نمونه­ای است که می­خواهیم «او» باشیم. مانند هم ذات پنداری که فرد با ستارگان سینما دارد.

3- خود عمومی (public self) : نظراتی که دیگران نسبت به ما و خصوصیات رفتاری ما دارند، یعنی ما تلاش می­کنیم که آنچه که مورد نظر دیگران است را به نمایش بگذاریم.

وجوه «خود»:

1- وجه معنوی: آنچه که به آن فکر می­کنیم.

2- وجه مادی: آنچه که در اطراف ماست.

3- وجه اجتماعی: آنچه که در راستای تعامل با دیگران است.

4- وجه فیزیکی: بدن ماست.

خودنگری، در مراحل مختلف زمانی، متفاوت است به عبارتی زمان می­تواند تعیین کننده نوع شکل گیری خود (شخصیت فرد) باشد. خودنگری می­تواند با توجه به مکان و موقعیت فرد نیز تغییر کند. من در کلاس نقش یک دانشجو را دارم، در محل کار رئیس هستم و در خانه یک فرزند مطیع.

شناخت خود:

با توجه به اینکه شناخت فرد از خود و اعتقادات خود در یک چارچوب کلی صورت می­گیرد، ولی می­تواند با راهکارهایی نسبت به درونیات خود آگاهی بیشتری یابد كه از آن جمله:

1- روش پرسشنامه­ای: در این روش سؤالاتی درباره دیدگاهها، باورها، انگیزه­ها، تجربیات قبلی،گرایش­ها، رفتار فعلي و انتظارات و امیدهای آتی می­شود، چنانچه شما به این سؤالات صادقانه بر مبنای فکر و احساس خودتان جواب دهید، توانسته­اید گوشه چشمی به درون خود بیندازید.

2- روش پنجره جوهاری (Johari window) :

 

شناخته شده برای خود

شناخته نشده برای خود

شناخته شده برای دیگران

1- منطقه آشکار

2- منطقه کور

شناخته نشده برای دیگران

3- منطقه پنهان

4- منطقه ناشناخته

منطقه یک یا منطقه آشکار، آنچه که در مورد خود مي دانید و آنچه که دیگران در مورد شما می­دانند.

منطقه دوم یا منطقه کور، آنچه که دیگران در مورد شما می­دانند اما شما در مورد خودتان نمی­دانید.

منطقه سه یا منطقه پنهان، آنچه که شما در مورد خود می­دانید ولی دیگران در مورد شما نمی­دانند و نمی­خواهید که بدانند.

منطقه چهار یا منطقه ناشناخته، آنچه که نه در مورد خود می­دانید نه دیگران.

نظریه نیاز و ارتباطات مؤثر:

 طبق نظریه نیاز و ارتباطات ، نیازهای اساسی درونی مبنای ارتباطات هستند. به عبارتی دیگر نیازهای درونی زمینه ساز رفتارها و اعمال ارتباطی ما هستند. بر اساس نظریه نیاز و ارتباطات، نیازهایی که نقش تعیین کننده ای در رفتار انسان دارند عبارتند از :

1- نیاز به سلامت    2- نیاز به لذت جویی    3 – نیاز به امنیت     4- نیاز به قلمرو خواهی   

شدت و مدت این نیازها در افراد مختلف متفاوت است. بنابر این طبق این نظریه فرد ارتباط برقرار می کند تا رفع نیاز کند .

نظریه دیگری وجود دارد به نام نظریه « سلسله مراتب نیازها» که می گوید: هر نیاز قبل از اینکه فرد به دنبال مرتبه دیگری از نیازها رود ، باید مرتفع شود.

تضمین سلامتی:

انسان به دلیل برخورداری از قوه تعقل و تفکر، قدرت و توانایی در برقراری ارتباط به شکل گزینشی و اختیاری را دارد. همین مسئله می تواند به انسان در حفظ جانش و تضمین سلامتی اش کمک کند. وقتی خطری ما را تهدید می کند تمام تلاش خود را به کار می گیریم از طریق تبادل اطلاعات و مشورت رفع خطر کنیم.

لذت جویی:

انسان اساساً لذت جو است و تلاش می کند برای کامیابی، موفقیت و کسب لذت و فرح و شادی دست به هر کاری بزند.

فردی که در کلاس درس با طرح سؤال و مشارکت در کلاس نظر استاد را جلب می کند و مورد تشویق استاد قرار مي گيرد، تمایل بیشتری به تکرار چنین تجربه ای پیدا می کند اما در مقابل شخصی که می ترسد تا در بحث های کلاسی شرکت کند و یا در گذشته از چنین مشارکتی تجربه تلخی کسب کرده است مطمئناً از این موقعیت ها تا حد امکان پرهیز می کند. چنانچه انسان فرصت گزینش داشته باشد ، بلا استثنا موقعیتی را بر می گزیند که کامجویی و لذت یابی وی را به همراه داشته باشد.

تأمین امنیت:

امنیت یکی از نیازهای اساسی بشر است، او می کوشد تا به همان اندازه که برای رفع گرسنگی و تشنگی خود آب و غذا تأمین کند برای رفع خطر و رفع نیاز، آرامش و امنیت خود را تأمین نماید.  احتیاط افراطی نتیجه دلواپسی و نگرانی ناشی از عدم احساس امنیت است. اعمال و رفتارهای ارتباطی چه کلامی و چه غیر کلامی، تحت تأثیر دیدگاه های ما در مورد خودمان در زمان امنیت یا نا امنی است. به طوریکه مثلاً ترس باعث تغییر زیر و بم صدا، لرزش بدن و فعالیت زیاد معده می شود. اما در زمانیکه از احساس امنیت و آرامش برخوردار باشیم با اعتماد به نفس کافی می توانیم بر امور مسلط شده و رشته کار را در دست گیریم.

قلمرو خواهی:

هر فردی ، قلمرویی خاص خود دارد که در درون آن احساس امنیت می کند.

انواع قلمروها:

1-  قلمرو فیزیکی و عینی   

2-  قلمرو ذهنی و خیالی

نوع برقراری ارتباط به قلمرو انسانها بستگی دارد. ما در هر قلمرویی به گونه ای خاص عمل می کنیم مانند داستانی مربوط به لک لک و روباهی که با یکدیگر ارتباط برقرار کرده بودند. روزی روباه لک لک را به خانه خود دعوت می کند  و برای وی بشقابی پر از غذا می آورد. لک لک که با نوک بلندش نمی تواند غذا را از بشقاب برچیند و بالطبع گرسنه از خانه روباه بیرون می آید، پس از چند روز لک لک، روباه را به خانه خود دعوت می کند. روباه در هنگام صرف غذا، یک کوزه پر از غذا در مقابل خود می بیند که هرچه سعی می کند نمی تواند پوزه اش را درون کوزه کند و غذا بخورد . وی نیز گرسنه خانه لک لک را ترک می کند و چنین می شود که رابطه بین روباه و لک لک به سردی می گراید. هر شخصی نیز مانند لک لک و روباه از قلمرو فیزیکی خاص خود برخوردار است که ممکن است ورود این قلمرو برای دیگری خوشایند یا ناخوشایند باشد. اما آنچه که قلمرو ذهنی و خیالی ما را تشکیل می دهند ایده ها و نظریات ما هستند. زمانی که ما از یک استاد سؤالی می پرسیم که وی قادر به پاسخگویی به آن نیست ، باید به انتظار عصبانیت استاد و حالت دفاعی او باشیم چرا که وی احساس می کند که قلمرو دانش و تخصص وی مورد تجاوز قرار گرفته است.

نگرانی: ارتباط گریزی

نگرانی یک عامل تعیین کننده در نحوه برقراری ارتباط ماست. نگرانی یعنی دلواپسی ، یعنی افکار منفی ، یعنی عدم احساس آرامش و امنیت در فرایند ارتباطات، نگرانی یک اختلال به شمار می آید به طوریکه در ارتباطات گروهی، میان فردی و حتی درون فردی ، نگرانی می تواند باعث عدم برقراری یک ارتباط درست و کامل شود.

تعریف ارتباط گریزی:

واژه ارتباط گریزی در علم ارتباطات انسانی برای بیان نگرانی فرد به هنگام سخنرانی به کار برده می شود. ارتباط گریزی یک مشکل است. فردی که دچار این مشکل است به دلیل وجود ترس و وحشت در درون خود به برخورداری از این مشکل واقف است.

پیام های درونی ناشی از ارتباط گریزی باعث بروز رفتارهایی نظیر بی خوابی ، دل درد، سر درد و دل پیچه و یا خشک شدن دهان ، رنگ پریدگی و از این قبیل می شود.

ارتباطات گریزی منحصر به موقعیتی خاص نمی شود و ممکن است همواره بروز کند. هر چند اعتقاد بر این است که معمولا در هنگام سخنرانی در جمع این مسئله به اوج می رسد .

دلایل ارتباط گریزی:

ارتباط گریزی یا ارثی است یا اکتسابی .

ارتباط گریزی ارثی است : طبق تحقیقات صورت گرفته ، 10 تا 15 درصد نوزادان ، ترسو متولد شده اند زیرا وقتی با اشیاء ناشناخته روبرو می شوند، گریه می کنند . آزمایشات انجام شده حاکی از این است که ارتباط گریزی می تواند یک مسئله کاملا موروثی باشد.

ارتباط گریزی اکتسابی است: ارتباط گریزی میتواند معلول شرایط اجتماعی باشد. کودکان در پی تقلید رفتارهای دیگران هستند. نگرانی های ممتد پدر و مادر ، بر کودک تأثیر می گذارد و وی را نگران بار می آورد. فرد در بستر خانواده به شدت تحت تأثیر روابط خانوادگی قرار می گیرد. زمانی که او به طور مداوم توسط پدر و مادرش ارزیابی می شود به تدریج نشانه هایی از ترس و وحشت در وی پدیدار می شود و وی را نسبت به برقراری ارتباط با دیگران محتاط می کند.

درمان ارتباط گریزی:

ارتباط گریزی، قابل درمان است. در ارتباط گریزی که نتیجه القائات و افکار منفی است می توان با دور ریختن این افکار و نیز جانشین کردن افکار مثبت و مؤثر به جای آن، ارتباط گریزی را به ارتباط پذیری تبدیل کرد.

روش های درمانی ارتباط گریزی:

1- آموزش مهارت های ارتباطی: غلبه بر ناتوانی ها و تقویت ضعف ها

2- حساسیت زدایی منظم : غلبه بر ترس ها و وحشت ها و نگرانی ها و تشویش ها

3- تعدیل و تصحیح ادراکات: غلبه بر بدبینی ها و منفی بافی ها

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1387ساعت 12:54  توسط ملیحه سروری  | 

ارتباطات انسانی

 

ارتباطات چیست؟

ارتباطات، فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته که به وسیله آن می­توانیم احساسات و نظرات خود را در قالب پیام­های کلامی و غیر کلامی یا بیان و ارسال کنیم یا دریافت و ادراک نماییم.

پس می­توان از این تعریف، پارامترهای موجود در ارتباطات را چنین برشمرد:

1-    ارتباطات یک فرآیند است.

2-    ارتباطات می­تواند خود آگاه یا ناخودآگاه باشد.

3-    آنچه که در ارتباطات رد و بدل می­شود، پیام است.

4-    پیام­ها در ارتباطات به دو دسته کلامی و غیر کلامی تقسیم می­شوند.

5-    در ارتباطات، فرد یا در موقعیت یک فرستنده پیام است یا گیرنده پیام و یا هر دو.

 فرآیند ارتباطات، می­تواند کاملاً تصادفی باشد (ارتباطات ناگهانی)

فرآیند ارتباطات، می­تواند بیانگر احساسات باشد (ارتباطات عاطفی)

فرآیند ارتباطات، می­تواند بیانگر اهداف خاصی باشد (ارتباط بیانگر)

سطوح برقراری ارتباط در فرآیند ارتباطات:

مردم در سه سطح درون فردی، میان فردی و عمومی با یکدیگر ارتباط برقرار می­کنند:

1-    ارتباطات درون فردی: ارتباط با خود: پرورش افکار، تصمیم­گیری، گوش دادن و خودنگری

2-    ارتباطات میان فردی: ارتباط با دیگران: گفت و گو ، مصاحبه و مذاکره

3-    ارتباطات عمومی: ارتباط با گروه

 انواع ارتباطات عمومی:

1-    ارتباطات مستقیم: در این نوع ارتباط، فرد به طور مستقیم و چهره به چهره پیام خود را منتقل می­کند.

2-  ارتباطات غیر مستقیم: در این نوع ارتباط، فرد به طور غیر مستقیم و از طریق کانالهایی چون رادیو و تلویزیون پیام خود را منتقل می­کند.

 ویژگیهای ارتباطات:

1-    ارتباطات، فرایندی پویا است: قابل تغییر است.

2-    ارتباطات، فرآیندی پیوسته است: غیر قابل ایستا است.

3-    ارتباطات، فرآیندی برگشت ناپذیر است: غیر قابل جبران است.

4-    ارتباطات، فرآیندی تعاملی است: چرخه­ای از کنش­ها و واکنش­ها است.

5-    ارتباطات فرآیندی محتوایی (زمینه­ای) است: تجربه مدار و دانش محور است.

فرهنگ و ارتباطات:

فرهنگ  و ارتباطات، رابطه مستقیمی با هم دارند. ارتباطات مستقیماً تحت تأثیر فرهنگ است و فرهنگ نیز پدیده­ای ارتباطی است.

فرهنگ چیست؟

فرهنگ، متشکل از مجموعه­ای است که نظام تعبیه و تفسیر مشترک دارند.

مؤلفه­های فرهنگ:

1- ملیت           2- مذهب      3- گرایش­های سیاسی      4- طبقات اجتماعی- اقتصادی

5- جنسیت        6- سرگرمی­ها           7- ریشه­ها و سوابق خانوادگی و وضعیت تأهل

8- منطقه کشوری

انواع رابطه بین فرهنگ و ارتباطات انسانی:

1-  ارتباط درون فرهنگی: برقراری ارتباط با فردی که با وی علقه­ی فرهنگی داریم مانند ارتباطی که طرفدار یک تيم فوتبال با طرفدار تیم دیگری برقرار می­کند.

2-  ارتباط میان فرهنگی: برقراری ارتباط با فردی که هیچ گونه علقه­ی فرهنگی با وی نداریم یا دارای پیوند فرهنگی ضعیفی با وی هستیم. مانند ارتباطی که یک ایرانی با یک امریکایی برقرار می­کند.

 چند فرهنگی (آمیخته فرهنگ):

پدید چند فرهنگی در جوامعی وجود دارد که از گروه­های فرهنگی مختلف تشکیل شده­اند. مانند جامعه امریکا که به دلیل تنوع نژادی یک کشور چند فرهنگی است.

چند فرهنگ گرایی و تاریخچه آن:

چند فرهنگ گرایی حرکتی است سیاسی با نگرشی که هدف آن، تضمین آزادی فرهنگی است. این حرکت در پی نادیده گرفتن و به حاشیه بردن گروه­هایی در امریکا همچون رنگین پوستان، اسپانیولی­ها، امریکایی اسپانیولی­ها، آسیایی­ها به عبارتي اقلیت­های فرهنگی توسط گروه­هایی دیگر يعني اکثریت فرهنگی شکل گرفت.

تکثر فرهنگی در امریکا و عدم وجود برقراری ارتباط میان فرهنگها، گروه­های اقلیت را به انزوا کشاند و آنها را در ورود به یک سیستم ارتباطی موفق در اجتماع ناکام ساخت.

مؤلفه­های ارتباطات:

1- منبع (فرستنده)      2- مقصد (گیرنده)         3- کانال (مجرا)         4- پیام

5- بازخور               6- محیط ارتباطی          7- اختلال

منبع (فرستنده):

آنچه که به عنوان یک برقرار کننده ارتباط بر چگونگی ارتباط و تعبیر و تفسیر ما از محرک­های ارتباطی تأثیر می­گذارد، صافی ادراکی ماست.

این صافی ادراکی عبارتند از: فرهنگ ، مهارت­های ارتباطی، وضعیت فیزیکی، وضعیت روحی، تجربه­ها، باورها، خاطرات و انتظارات.

ویژگیهای منبع:

آنچه که در ما به عنوان یک آغازگر ارتباط و فرستنده پیام اتفاق می­افتد:

1-    ایده یا نیاز به برقراری ارتباط، حواس را تحریک می­کند.

2-    تصمیم می­گیریم با بهره­گیری از نمادهای زبانی، ارتباط برقرار کنیم (رمز).

3-    به حافظه و تجربیات قبلی خود مراجعه کرده تا نمادهای زبانی مناسب را برای انتقال پیام خود بیابیم. (رمزگزاری)

مقصد (گیرنده):

آنچه که به عنوان یک دریافت کننده پیام بر تعبیر و تفسیر ما از محرک­های ارتباطی تأثیر می­گذارد، صافی ادراکی ماست.

این صافی ادراکی عبارتند از: فرهنگ، مهارت­های ارتباطی، وضعیت فیزیکی، وضعیت روحی، تجربه­ها، باورها، خاطرات و انتظارات.

ویژگیهای مقصد:

آنچه در ما به عنوان یک دریافت کننده پیام اتفاق می­افتد:

1-    محرک­ها با ایجاد نیاز به برقراری ارتباط، حواس ما را تحریک می­کنند.

2-    نمادهای زبانی (رمزها) را به شکلی نامشخص دریافت می­کنیم.

3-    از حافظه و تجربیات قبلی خود در جهت معنا کردن نهادها استفاده می­کنیم. (رمزگشایی)

4-    اطلاعات را ذخیره می­کنیم.

5-    بازخور را می­فرستیم.

نکته: پیام رمزگشایی شده توسط دریافت کننده، با پیام رمزگذاری شده به وسیلة منبع یکسان نیست، زیرا سیستم نمادی هر فرد با توجه به مجموعه­ای خاص از ادراکات همان فرد شکل می­گیرد. با توجه به صافی­های ادراکی متفاوت در افراد مختلف، رمزهایی که از این صافی­ها عبور می­کنند به اشکال متفاوتی ظاهر می­شوند.

کانال:

در فرایند ارتباط، پیام رمزگذاری شده از یک یا چند کانال عبور می­کند.

انوع کانالها:

1-    کانالهای حسی: کانالها یا مجراهای حسی در ارتباطات مستقیم چهره به چهره، حواس پنجگانه هستند.

2-  کانالهای الکترونیکی: کانالها یا مجراهای الکترونیکی در ارتباطات غیر مستقیم، تلفن، تلویزیون و يا هر وسیله الکترونیکی دیگر است.

پیام:

آنچه که در فرایند ارتباط رد و بدل می­شود پیام است.

پیام می­تواند فردی و یا عمومی باشد.

عمل رمزگذاری و رمزگشایی بر روی پیام انجام می­شود.

پیام از طریق کانال منتقل می­شود.

پیام، مجزا از فرستنده و یا گیرنده نیست.

بازخور:

بازخور، واکنشی کلامی یا غیر کلامی یا ترکیبی از این دو به پیام از طرف دریافت کننده پیام است.

ویژگیهای بازخور:

1-    بازخور، بیانگر میزان برقراری یک ارتباط است.

2-    بازخور، تعویض گر نقش دریافت کنده و ارسال کننده پیام است.

محیط ارتباطی:

عوامل محیطی بر نحوة ارتباط ما تأثیر می­گذارند. محیط و شرایط ارتباط، اینکه کجا هستیم، در چه شرایطی، با چه کسی و چه دیدگاهی مواجهیم، عناصری مؤثر در برقراری ارتباطند.

عواملی نظیر اندازه اتاق،رنگ دیوارها و نوع و محل قرار گرفتن وسایل می­توانند بر نوع احساس و نحوه برقراري ارتباط ما اثرگذار باشند.

اختلال:

هرگونه مداخله درونی یا بیرونی در فرایند ارتباطات، اختلال است.

انواع اختلال­ها:

1- اختلال محیطی      2- اختلال فیزیولوژیکی   3- اختلال معنایی

4- اختلال ساختاری    5- اختلال سازمانی        6- اختلال فرهنگی

7- اختلال روانی

اختلال محیطی:

«عوامل مزاحم بیرونی» که مانع دریافت پیام توسط دریافت کننده می­شود. مانند: صدای جاروبرقی که مانع شنیدن صدای اطرافیان می­شود.

اختلال فیزیولوژیکی:

«عوامل فیزیکی» که مانع ارسال یا دریافت مؤثر یک پیام می­شود. مانند: ضعف قدرت تکلم در فرد که مانع درک و فهم درست سخنان وی می­شود.

اختلال معنایی:

«معانی کلمات» باعث اختلال در فرایند ارتباط می­شود. مانند: استفاده وکلا از واژه­های پیچیده حقوقی و نهایتاً اختلال در برقراری ارتباط با موکل یا استفاده یک روزنامه نگار حوزه پزشکی از واژه­های تخصصی پزشکی و اختلال در ارتباط با مخاطب عام.

اختلال ساختاری:

«ساختار زبانها» با توجه به اینکه هر زبانی، ساختار خاص خود را دارد می­تواند باعث اختلال در ارتباط شود. به عبارتی «زبان» یک اختلال به حساب می­آید.مانند: دو فرد که زبان یکدیگر را نمی­دانند یا ساختارهای زبانی آنها متفاوت است در برقراری ارتباط مشکل دارند.

اختلال سازمانی:

«عدم سازماندهی اطلاعات، اندیشه­ها و نظرات» باعث اختلال در ارتباط است. مانند: در یک کلاس درس، که استاد از ابتدا با ساختاری معین و تعریف شده، اطلاعات و معلومات خود را در اختیار دانشجو می­گذارد. مطالب را به صورت منسجم ارائه می­کند، مباحث درسی در یک جزوه کامل و جامع ارائه می­شود و دانشجو به عنوان یک دریافت کننده در پایان ترم دچار سردرگمی نمي شود، در اين حالت بين استاد و دانشجو ارتباط بدون اختلال برقرار می­شود.

اختلال فرهنگی:

«مقررات غیر معقول و پیش داوری­های ناآگاهانه در مورد یک فرهنگ خاص» اختلال در ارتباط است.مانند: یک شخص که همواره از یک حزب خاص حمایت کرده است. وی در برقراری ارتباط با حزب مخالف دچار اختلال است، چرا که حمایت بی دریغ وی از حزب موافق مانع از حفظ بی طرفی وی در برابر حزب مخالف می­شود.

اختلال روانی:

«مشکلات روحی، روانی» باعث اختلال در ارتباط هستند. مانند: «عصبانیت شدید» که مانع از ارسال یا دریافت درست پیام می­شود یا «اسکیزوفرنی».

راهکارهای مقابله با اختلالات:

1-    ایجاد فرصت­هایی برای دریافت بازخور جهت کسب اطمینان از دریافت و درک درست پیام

2-    تکرار پیام و تقویت آن در صورت درک نادرست پیام از سوی دریافت کننده

3-    تعریف و حتی تغییر واژه­های مبهم و غیر قابل فهم در راستای کمک به رمزگشایی پیام

4-    شناسایی اختلال ارتباطی و تلاش در جهت رفع آن

ارتباطات به عنوان یک سیستم:

سیستم ارتباطات متشکل از مشارکت کنندگان، محیط، هدف و روش تعامل مشارکت کنندگان است.

ویژگیهای یک سیستم ارتباطی:

1-    یک سیستم ارتباطی با ثبات، ارتباط را تنظیم و قابل پیش بینی می­کند.

2-    یک سیستم ارتباطی با ثبات، به مشارکت کنندگان احساس امنیت و اطمینان خاطر می­دهد.

3-    یک سیستم ارتباطی، می­تواند توسط سن، وضعیت، جنسیت، ویژگی­های برجسته و میراث فرهنگی شکل گیرد.

4-    یک سیستم ارتباطی، می­تواند در جهت تقویت ارتباط و یا تضعیف آن تحقق یابد.

5-    یک سیستم ارتباطی، می­تواند بر اثر اهداف از پیش تعیین شده ما از برقراری ارتباط تحدید شود.

الگوهای ارتباطات انسانی:

در فرایند پیچیده ارتباطات انسانی، وجود الگوهای ارتباطی می­تواند به ما در جهت تجزیه و تحلیل و درک بهتر اجزای ارتباطات کمک کند.

انواع الگوهای ارتباطی:

1-    الگوی خطی ارتباطات

2-    الگوی تعاملی ارتباطات

3-    الگوی تبادلی ارتباطات

الگوی خطی ارتباطات:

الگوی خطی ارتباطات، ترسیمی از ارتباطات یک سویه است. در یک الگوی خطی، منبع، پیامی را رمزگذاری کرده و آن را از طریق یک یا چند کانال حسی به دریافت کننده ارسال می­کند. دریافت کننده، پیام را دریافت و آن را رمزگشایی می­کند.

ارتباطات یک سویه، دارای اثربخشی محدودی هستند. فقدان پدیده «بازخور» و عدم واکنش به دریافت پیام در این نوع الگو و ارتباط، حوزه تأثیر ارتباط را تحدید می­کند. مانند یک سخنرانی.

الگوی تعاملی ارتباطات:

الگوی تعاملی ارتباطات، ترسیمی از ارتباطات دو سویه است.

در یک الگوی تعاملی، منبع، پیامی را رمزگذاری کرده و آن را از طریق یک یا چند کانال حسی به دریافت کننده ارسال می­کند. دریافت کننده، پیام را دریافت و آن را رمزگشایی می­کند، سپس بازخور را به رمز تبدیل کرده و آن را مجدداً به منبع برمی­گرداند. منبع پیام بازخور را رمزگشایی می­کند. مجدداً منبع بر اساس پیام اولیه ارسال شده و بازخور دریافت شده، یک پیام جدید را به رمز تبدیل می­کند که این پیام جدید با بازخور سازگار است.

در ارتباطات دو سویه، برقرار کنندگان ارتباط باید تلاش کنند تا برای پی بردن به میزان کارایی واقعی روش برقراری ارتباط خود، تعامل کنند. مانند یک جلسه پرسش و پاسخ.

الگوی تبادلی ارتباطات:

الگوی تبادلی ارتباطات، ترسیمی از ارتباطات چند سویه است. در یک الگوی تبادلی ارتباط گر اول، پیامی را رمزگذاری کرده و آن را ارسال می­کند. سپس ارتباط گر دوم، بازخور را به رمز تبدیل کرده و آن را به ارتباط گر اول ارسال می­کند. ارتباط گر اول نیز آن باز خور را رمزگشایی می­کند. رمزگذاری و رمزگشایی می­تواند فوراً و در یک زمان صورت گیرد و پیام­ها را می­توان یک زمان ارسال و دریافت کرد.

در ارتباطات چند سویه، نقش منبع و دریافت کننده وجود ندارد. هردو ارتباط برقرار کننده، نقش­های قابل مبادله رمزگذار و رمزگشا را ایفا می­کنند و در یک زمان و فوراً ارتباط برقرار می­کنند. مانند یک میزگرد.

اخلاق:

اخلاق عبارتست از مطالعه و بررسی منظم آنچه که باید پایه و اصل رفتار درست و نادرست انسان قرار گیرد.

اخلاق مجموعه­ای از ارزش­هاست که در ذهن و باور ما نقش بسته­اند، ما آنها را آگاهانه یا ناآگاهانه پذیرفته­ایم، بر اساس آنها تصمیم می­گیریم و عمل می­کنیم.

اخلاق ارتباطات:

مسائل اخلاقی جز لاینفک هر فرایند ارتباطی است. ارتبط برقرار کننده اخلاقی، کسی است که معیارهای اخلاقی مورد قبول جامعه را محترم می­داند و از آنها پیروی می­کند.

ویژگیهای یک سخنران با اخلاق:

1-    آگاهانه شنونده را در معرض مطالب نادرست یا ناقص قرار ندهد.

2-    به طور عمد حقیقت را تغییر ندهد.

3-    حقیقت را آنگونه که درک می­کند ارائه نماید.

4-    سطح آگاهی شنوندگان را با ارائه حقایق لازم و ضروری، تعاریف، توصیف­ها، اطلاعات مستند و دقیق ارتقا دهد.

5-    پیامی را ارائه کند که خالی از تهدید و اجبار باشد.

6-    برای اثبات عقیده خود، اقدام به جعل آمار و ارقام و دیگر اطلاعات نکند.

7-    به منبع اطلاعات اعتبار دهد.

ویژگیهای یک شنونده با اخلاق:

1-    با دقت به اطلاعات ارائه شده گوش فرا دهد.

2-    نتایج حاصله را مورد ارزیابی قرار داده و آنها را از لحاظ عقلانی و منطقی بسنجد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 16:4  توسط ملیحه سروری  | 

                             آشنايي با واژه هاي ارتباطي

 

پيام/متن Message/Text 

 

"پيام" به معناي دقيق كلمه معنايي است كه در فرايند ارتباط انتقال مي يابد، در صورتي كه علامت يا متن چيزي است كه عملا منتقل شده است. با اين حال، معمولا اصطلاح "پيام" را در معنايي عام تر به كار مي برند و منظور از آن هر چيزي است كه بين فرستنده و گيرنده رد و بدل مي شود.

هر پيام عمدتا شامل تكانه ها يا انديشه هايي است كه بايد پيش از آن كه به صورت علامت فرستاده شود، رمزگذاري شود. مغز ما به كمك نشانه هايي مانند واژه ها، ژست ها و لباس ها علائمي را مي سازد كه ديگران مي توانند آن را رمزگشايي و تفسير كنند. در صورتي كه ما پيام خود را به نحو مطلوب رمزگذاري كرده باشيم (مثلا از واژه هاي درست استفاده كرده باشيم، تمام عواملا مهم را بيان كرده باشيم و غيره ) و آن را به روشني منتقل كرده باشيم و شنونده ي ما هيچ مشكلي در مورد رمزگان نداشته باشد قادر خواهيم بود معنا ها را در كمال صحت و سلامت با ديگران در ميان بگذاريم.

"پيام" اصطلاح مورد علاقه ي مكتب فرآيندنگر در ارتباطات است و اغلب با اصطلاح "علامت" اشتباه گرفته مي شود. "علامت" چيزي است كه بين فرستنده و گيرنده رد بدل مي شود. پيام در واقع معنايي است كه فرستنده مي خواهد علائم داشته باشد يا معنايي است كه شنونده استنباط مي كند. در مطالعه ي ارتباطات استفاده از معناهاي عام تر فايده ي چنداني در بر ندارد مثل موقعي كه گفته مي شود" لطفا اين پيغام را به همسايه ي پهلويي مان برسان" كه مي تواند به نوشته اي بر روي يك تكه كاغذ يا كلام شفاهي اشاره داشته باشد.

بسياري از نويسندگان تمايل دارند كه تمايزي قائل شوند ميان علامت، مانند يك لبخند يا دست تكان دادن ( كه حامل پيام دوستي است )، كه گذرا است، و ارتباط كه اثري پايدارتر به وجود مي آورد، مانند نامه، رمان، عكس يا فيلم. اين نوع دوم علامت معمولا "متن" ناميده مي شود و مهم است كه به ياد داشته باشيم كه متن در حوزه ي ارتباطات فقط در مورد مدارك مكتوب به كار نمي رود بلكه هر ساخته ي پايداري راكه حامل معنا باشد نيز در بر مي گيرد.

به اين فكر كنيم كه چقدر از مطالعات ما مستقيما به متون مربوط مي شوند. مطالعه ي ادبيات انگليسي ما را به سوي تحليل رمان، نمايشنامه، مقاله و شعر سوق مي دهد. تاريخ هنر ما را به سوي مطالعه ي رمزگان هاي نقاشي و پيكر تراشي راهبر مي شود و اگر به مطالعه ي موسيقي بپردازيم ممكن است به بررسي و تحليل هارموني يا فرم سو نات در متون نوشتاري كه در قالب علائم موسقيايي نوشته مي شود يا يا از گرامافون پخشم مي شود در واقع داريم به يك متن گوش مي دهيم!1

 

ديويد برلو پيام را چنين تعريف مي كند:« يك توليد عملي و فيزيكي از منبع رمزگذار».

ويلبر شرام نيز به طور ضمني به اين توليد عملي و فيزيكي اشاره كرده است و مي نويسد:« پيام ممكن است به شكل جوهر روي كاغذ، امواج صوتي در هوا، جريان برق، تكان دادن دست يا پرچم يا هر نوع علايمي باشد كه قادر به تفهيم معني باشد».

ارسطو در مدل گونه خود از ارتباط، يكي از سه عنصر فراگرد ارتباط را گفتار مي نامند.

در اولين مدل ارتباطي كه در سال 1946 به وسيله هارولد لاسول مطرح مي شود پيام به صورت يكي ار پنج سؤال يعني « چه مي گويد» مطرح شد.

برلو پس از تعريف پيام مي نويسد: وقتي ما صحبت مي كنيم كلام ما يك پيام است همان طور كه نوشته ما، نقاشي، ما اشاره اي كه مي كنيم، حركت بازوان ما، حالتي كه در صورت ما ديده مي شود، همه اينها پيام هستند.

حداقل سه عامل يا سه سازه در پيام وجود دارد:

 

  1. رمزها يا كدهاي پيام
  2. محتواي پيام
  3. نحوه ارائه پيام

مالتزكه درباره رابطه بين محتوا، رمز و نحوه ي ارائه مي نويسد كه ارتباط گر محدود است به تطبيق شكل پيام به نوع محتواي آن.

ويلبر شرام از علايم و نشانه ها در پيام صحبت مي كند.

وستلي و مك لين از پيام مفيد و پيام غير مفيد ياد مي كنند.2

 

1. الفباي ارتباطات/ ديويد گيل، بريجت آدمز؛ مترجمان: رامين كريميان، مهران مهاجر، محمد نبوي.- تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها، 1384.

2. ارتباط شناسي/ مهدي محسنيان راد.-تهران: سروش، 1369.

 

 بازخورد  feedback 

 

«بازخورد» نوعي برگشت پيام ارتباطي كه درآن گيرنده عامدانه وغيرعامدانه به پيام فرستنده واكنش نشان مي دهد. اين پيام هاي مخاطبان به فرستنده امكان مي دهد تا وضعيت ارتباطي خود را با مخاطبان ارزيابي كند. نظام هاي سالم ارتباطي بازفرست را غنيمتي براي اصلاح خود قلمداد مي كنند.1

 

شرام مي گويد: « فراگرد بازگشت بازخورد خوانده مي شود و نقش بسسيار مهمي در ارتباطات بازي مي كند زيرا به ما مي گويد چگونه پيام هاي ما تفسير مي شود.» درحالي كه حقيقت اين است كه فراگرد بازگشت به ما اين امكان را مي دهد كه بفهميم پيامهاي ما چگونه تفسير مي شود. اين جمله را آندروش صحيح تر بيان كرده است. اومي گويد: « بازخورد شنونده براي گوينده بسيارمفيد است چرا كه گيرنده مي تواند بر اساس اين بازخورد نتيجه را با نيت اصلي و اوليه خود مقايسه كند.»

به هر حال اگر اين پس فرست دريافتي، تفسير وارزيابي شود و درادامه ي رمزگذاري و پيام سازي تأثير بگذارد، آن وقت مي توان گفت كه بازخورد انجام شده است. بنابراين تفسير و ارزيابي معنيهاي متجلي شده در اثر پيام، ساخت و ارسال پس فرست، دريافت پس فرست، تفسير و ارزيابي معني هاي متجلي شده در اثر پس فرست درمجموع «بازخورد» را تشكيل مي دهد.

بازخورد به هنگام ارتباط با خود سريع تراز بازخورد به هنگام ارتباط چهره به چهره و آن نيز سريع ترازارتباط جمعي است. اين مطلبي است كه قسمتي از آن را براس وستلي و مالكم مك لين مطرح مي كنند، آنها مي گويند درارتباط چهره به چهره بازخورد سريع روي مي دهد.2

 

اصطلاح بازخورد از علم سيبرنتيك گرفته شده است. بازخورد در ساده ترين شكل آن يك سيستم كنترل كننده ي خود- تثبيت گر- مانند تنظيم كننده ي بخار وات- است كه سرعت موتور بخار را تنظيم مي كند .

در حوزه مهندسي بازخورد سه مشخصه دارد:

بازخورد واكنشي است در برابر يك واقعيت.

بازخورد مي تواند شرايطي را كه موجد آن موقعيت بوده تغيير دهد.

بازخورد ممكن است منفي يا مثبت باشد.

اگر عمليات به نحوي انجام بگيرد كه مانع ظهور برون داد گردد و يا آن را تقليل دهد، ما با "بازخورد منفي" مواجه هستيم.

اگر عمليات موجب افزايش برون داد شود بازخورد را "بازخورد مثبت" مي ناميم. اگر بازخورد مثبت به شكل مهارنشده اي ادامه پيدا كند سيستم از كنترل خارج مي شود.3

 

1. واژه نامه ارتباطات/ يونس شكرخواه. - تهران: سروش،1381.

2. ارتباط شناسي/ مهدي محسنيان راد. تهران: سروش، 1369.

3. الفباي ارتباطات/ ديويد گيل، بريجت آدمز؛ مترجمان: رامين كريميان، مهران مهاجر، محمد نبوي.- تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها، 1384.

 

 

 بافت        context

 

به محيط يا چارچوبي كه در آن ارتباط واقع مي شود "بافت" يا "زمينه" مي گويند. بافت زمان و مكان و نيز روابط اجتماعي افراد درگير در ارتباط را در بر مي گيرد. بافت تاثير چشمگيري بر رفتار ارتباطي دارد.

مثلا اگر ما را به يك رستوران بسيار شيك دعوت كرده باشند،تجربه اي بسيار متفاوت از هنگامي كه با دوستان مان به يك ساندويچ فروشي برويم و همبرگر بخوريم خواهيم داشت. ممكن است لباس آراسته تري بپوشيم،بهترين رفتارمان را داشته باشيم، و رسمي تر از هميشه حرف بزنيم. عكس العمل ما بستگي دارد به كساني كه مي توانند براي ما بسيار مهم باشند،به محيط شيك و احتمالا نا آشناي رستوران، و به فضا و موقعيت (نخستين مواجهه).

متخصصان علوم اجتماعي طبقه بندي زير را در مورد بافت اجتماعي سودمند مي دانند:

                                        رسمي _غيررسمي

                                        كاري_اجتماعي

                                        دوستانه _غيردوستانه

                                        جايگاه برابر _جايگاه نابرابر

 

دعوت پيش گفته ي شما به رستوران بافتي را به وجود مي آورد كه نيمه رسمي،اجتماعي،دوستانه و نابرابر است .اما در ساندويچ فروشي بافت غير رسمي،اجتماعي،دوستانه و برابراست.

هر وضعيت ارتباطي ساختاري دارد.غذا خوردن الگوي رخدادي خاصي دارد، جلسه ي اداري يا بازي واليبال هم همينطور. اين فعاليت ها نيازهاي عمومي را برآورده مي سازند و رفتاري متناسب را موجب مي شوندجلسه ي اداري سخنراني بحث يادداشت برداري و تصميم گيري را اقتضا مي كند هر وضعيتي نقشها و قواعد خاص خود را دارد در جلسه ي اداري نقش رئيس كنترل و پيش بردن جلسه است، در ناهار خانوادگي يكي از والدين نقش كسي كه غذا را مي كشد ايفا مي كند. جلسات اداري طبق قواعدي برگزار مي شوند كه اغلب مدون شده اند و صورت رسمي به خود گرفته اند؛ ناهار هم بنا بر عرف ترتيبي خاص دارد: اول سوپ، بعد غذاي اصلي، دسر و شيريني غيره.

فضاي فيزيكي هم تاثير تايين كننده اي بر رفتار ارتباطي دارد . براي يك مهماني خوب عذا و نوشيدني كافي نيست ؛ نور مناسب موسيقي و مبلمان راحت مي تواند مشخصه هاي يك مهماني خوب باشد. به همين ترتيب برگزاري يك كلاس نقاشي در يك انباري بهم ريخته و كم نور چندان خوشايند نيست. براي نقاشي بايد فضاي زياد پنجره ي شمالي و كلا بايد شرايط و جوي مناسب وجود داشته باشد. فضاي كليسا ما را به نجواي خفيف وا مي دارد و كارخانه ها ما را مجبور مي كنند تا داد بزنيم يا به ايما- اشاره متوسل شويم.

هر تغييري در بافت موجب تغيير رفتار مردم مي شود. اين را مي توان در مهماني ها هنگامي كه بسيار شلوغ مي شود يا هوا بيش از اندازه گرم مي شود و جر و بحثي در بر مي گيرد مشاهده كرد.

همچنين مي توان آن را در واقعيت هايي كه به صورت تجربي اثبات شده اند و بنا بر آن ها دكوراسيون داخلي شاد موجب مي شود مردم احساس دوستانه تري نسبت به يكديگر داشته باشند، مشاهده كرد.

برخي اشخاص به نفع خودشان در بافت دست مي برند. مثلا عينك تيره مي زنندد تا يك منبع بازخورد را از ديگران بيگيرند و موقعيت برتري نسبت به آنها پيدا كنند؛ مبلمان را طوري مي چينند كه منبع نور در پشت سرشان قرار گيرد و نور توي چشم ديگران بيفتد؛ يا بزرگ ترين صندلي به خودشان برسد.

زمان نيز جز مهم بافت است . اگر كسي ساعت 2 صبح به دوستش زنگ بزند تا يك سي دي از او قرض بگيرد احتمالا پاسخ چندان جالبي دريافت نمي كند. در روز اول هفته هم روز خوبي براي طرح يك در خواست از كسي نيست.

نمي توان انكار كرد كه صحنه ارتباط تاثير مهمي بر ارتباط دارد اما محيط مادي هر چه باشد به هر حال ديگران بخشي از بافت هستند تجربه و شخصيت ما بر عملكردمان تاثير مي گذارد و ما هم مليت سن جنسيت نوع رابطه و جايگاه اجتماعي ديگران را در نظر مي گيريم. به اين توجه داريم كه آيا آنها جذاب عصبي يا مطمئن و شكيبا يا سلطه جو هستند همه اين عوامل و بيسياري عوامل ديگر بر اين كه ما چه مي گوييم چگونه حرف مي زنيم (سبك و گونه ي كاربردي) ، و چقدر بر جريان گفت و گو تسلط داريم تاثير مي گذارند.

در كل موقعيت ارتباط (كه بعضي از الگوها ارتباطي لفافي با نام بافت به دور آن ميكشند )،هر حرفي زده شود(يا ارتباط خاموش)بستگي به كساني دارد كه بافتي را كه در آن كلمات و ايما_اشاره ها ادا مي شوند ،بفهمند.جمله بهش سقلمه بزن وقتي بچه ها دارند در باره ي دفاع  از خود با هم حرف ميزنند يك معنا دارد و وقتي كه با پدر مادرشان هنگام مرتب كردن لباس ها حرف مي زنند يك معناي ديگر.

 

 

 الفباي ارتباطات/ ديويد گيل، بريجت آدمز؛ مترجمان: رامين كريميان، مهران مهاجر، محمد نبوي.- تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها، 1384.

 

   

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 13:28  توسط ملیحه سروری  | 

حال مطبوعات ایران مطبوع نیست

 

 از مهمترین ویژگیهای حکومتهای دموکراتیک اشراف اطلاعاتی مردم بر حاکمان است، بر خلاف حکومتهای فاشیستی که حکومت همه چیز را درباره مردم میداند، ولیکن مردم از حکومت هیچ نمی دانند!

اشراف اطلاعاتی مردم برحاکمان زمینه را برای اصلاح و تغییر مسالمت آمیز حکام بدون در هم ریختن نظم اجتماعی و نظام سیاسی فراهم می سازد.

 به طور یقین سیستمی که در آن مردم نتوانند اشراف اطلاعاتی بر حکام داشته باشند، سسیستمی بیمار و غیردموکراتیک است.

 دموکراسی یعنی حکومت مردم  بر مردم و این جز با تعبیه و نهادینه کردن پاره ای نظام های «کنترل کننده» و «نقاد» ممکن نیست. ازجمله ی این نظام های کنترل کننده و نقاد، «مطبوعات» است.

 مطبوعات نهادهایی مدنی اند که مردم با توسل به آنها می توانند قدرت حاکم را زیر نظر داشته باشند.

 مطبوعات آزاد، شیشه ای ماندن اتاق قدرت راتضمین می کنند . مطبوعات آزاد، پنجره های مردم به اتاق قدرت اند و احزاب آزاد درب های مردم به آن اتاق.

 هرجریان سیاسی که خواهان محدودیت مطبوعات است در واقع تشنه قدرت مطلق و گشادگی دست حکام بر جان و مال و ناموس مردم است.

 قدرت در اتاق پولادین بی پنجره می تواند شلتاق کند و آنچه می خواهد انجام دهد، ولی آنگاه که پنجره مطبوعات به اتاق قدرت گشوده شد لاجرم باید حکام در برابر ولی نعمتان خود ادب خدمت بگذارند و حقوق سروری مردم را به جا آورند. بدون مطبوعات آزاد و بدون اتاق شیشه ای قدرت، طغیان و فساد به سراغ قدرت می رود، آن را از درون می پوساند وجامعه را از ریشه بر می اندازد.1

 در کشوری که هنوز دمکراسی نهادینه نشده است واحزاب و گروهها جای خویش را نیافته اند تاوان گزاف مرحله گذاراز سنت به مدرنیسم و نهادینه شدن دموکراسی را «مطبوعات» باید بپردازند.

 در این قریب به 170 سالی که از انتشار نشریه در ایران می گذرد، مطبوعات زمانی کوتاه را سرخوش آزادی های نسبی بوده و زمانی را سیاهپوش مردان مردی بوده که در راه آزادی قلم شهید شده اند و سوگ نشین مطبوعاتی که به جرم ایمان به آزادی بیان دریده شده اند.

 «آزادی بیان» یعنی هم سطح کردن اطلاعات بین حکومت و مردم و بین طوایف مختلف مردم. نپوشاندن رازها از مردم و چیزها را دائما در جرگه نگفتنی ها و نیندیشیدنی ها در نیاوردن، معنایش این نیست که ما در میان آرایمان ولومخالف شجاعت اخلاقی داشته باشیم، بلکه معنای آن  رفع ستم ازناآگاهان است. علمی که نزد «طوایف خاصی» متراکم می شود، منشا «آفات» بسیاری است و لذا ازمصادیق بارزعلم غیرنافعه است و از این علم غیرنافع ظلم آفرین باید به خدا پناه برد. یک نظام قوی فقط آن نیست که اطلاعات را ببلعد و واژگون نشود، بلکه نظامی است که اطلاعات را ببلعد و رنجور نشود.2

 در این مقال سعی شده است نیم نگاهی به مسائل موجود در مطبوعات ایران، کنش ها، چالش ها و فرآیند های موجود شود.

 روزنامه نگاری درایران، اساسا دولتی و توسط افراد وابسته به دربار و با اراده های ملوکانه ی شاهان قاجار متولد شد، اما فعالیت روزنامه نگاری بنا به خصلت ذاتی و آرمان مسئولیت پذیری مدنی فعالان عرصه مطبوعات به سرعت در برابرحکومت استبدادی قاجارایستاد و به ابزاری آگاهی بخش و آزادی طلب بدل شد.3

 همواره طی دوره های مختلف، دولتمردان ومطبوعات گاه در تقابل و گاه در تعامل با یکدیگربوده اند، هرچند که این رویاروییها در یک سیر پر فراز و فرود حادث شده، اما همچنان فرصت یادگیری تجربی در فضای آزادی همراه با مسئولیت ضایع شده است.  

  مطبوعات همچون سایر نهادها مقوله ای وارداتی ازغرب است که در طول عمر خود آثارمثبت و منفی برجای گذاشته و همواره مورد بحث و جدل های زیادی قرار گرفته است.

 به نظر می رسد داوری درباره عملکرد مطبوعات به شیوه ای که رایج است، نمی تواند تصویری صحیح، علمی و بی طرفانه ارائه دهد؛ چرا که برای ترسیم عملکرد واقعی مطبوعات از یک سو با دیدگاهها و نگرش های متفاوت و بلکه متضاد در جامعه روبرو هستیم واز سوی دیگر اطلاعات پایه درباره مطبوعات نیز دقیق، کامل وجامع نیست وازآنجا که اظهارنظر در امورفرهنگی از نگاه عده ای بسیار سهل و ساده به نظر می رسد اکثرا تصور می کنند اهلیت لازم را برای اظهار نظر و دخالت در این امر تخصصی دارند.4

 روشن کردن مبانی آزادی مطبوعات و ابهام زدایی در مبنا و مفهوم و نیز پرداختن به زیر ساخت ها و نهادهایی که می توانند حامیان و عاملان آزادی باشند از جمله راهکارهای لازم در جهت تدوین مبانی تحقق آزادی مطبوعات درایران است.5

 انتشار نشریه هایی تحلیلی حول محور روشنفکری، انتشار نشریه هایی در زمینه فرهنگی و هنری و نیز انتشار نشریه هایی دانش مدار به ویژه در حوزه علوم انسانی به عنوان یک ضرورت عمده اجتماع، مستلزم وجود آزای بیان،عقیده و آزادی کسب و نشراطلاعات است، هرچند که همواره این نشریه ها به دلایل مختلف ازجمله موانع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی محکوم به حذف بوده و هستند.   

 حقوق مطبوعات از جمله مواردی است که همواره و مکررا در ایران مورد اجحاف قرار می گیرد.

 طبق اصل 168 قانون اساسی ایران، جرایم سیاسی و مطبوعاتی در «محاکم دادگستری» به صورت «علنی» و با حضور«هیئت منصفه» رسیدگی می شود که شرایط عدم حضورهیئت منصفه، غیرعلنی بودن محاکمه و نیزعدم رسیدگی به جرایم درمحاکم دادگستری ازجمله تبصره های اجرایی وغیر قانونی درایران است.

 عدم انطباق معیارهای آزادی مطبوعات ایران با قوانین وضوابط بین المللی، چگونگی تشکیل دادگاههای مطبوعاتی، میزان توقیف مطبوعات و نوع برخورد با روزنامه نگاران در ایران قابل توجه است.

 حکم اعدام 3 روزنامه نگار، توقیف و لغو امتیاز 25 نشریه، فیلتر شدن 27 سایت و وب لاگ خبری ونیز بازداشت 23 روزنامه نگار، در سال 1386 بازتابی از وضعیت حال حاضرمطبوعات ایران است.

 البته این آمارتکان دهنده که بیانگر تهدیدها و تحدیدها در عرصه روزنامه نگاری است تنها به سال 86 خلاصه نمی شود. آنچه که از شواهد و قرائن برمی آید؛ به موازات توسعه فعالیت های مطبوعاتی، تنش ها، چالش ها و واکنش ها افزایش می یابد و این مسئله حاکی از آن است که هنوزایران ظرفیت پذیرش قانونمند حق مشارکت آزادانه مردم در زندگی خود را پیدا نکرده است.

 در ایران بایستی بسط فعالیت های مطبوعاتی را به فال نیک گرفت. اوج این فعالیت ها پس از دوم خرداد 1376 بود.

 برخی بر این تصورند که صدور بی رویه و سهل پروانه ی انتشار نشریات و افزایش رایانه های مطبوعاتی ازعلل توسعه چشمگیر فعالیت مطبوعاتی آن دوران بوده است، اما واقعیت نهفته چیزدیگری است.

 توسعه مطبوعات بعد از دوم خرداد را می توان به دودسته دلایل روساختی و زیر ساختی نسبت داد. انباشت مطالبات مردم از یک سو و ورود نخبگان برعرصه مطبوعات از سوی دیگر و نیز امکان دسترسی سریع، ارزان و مطمئن به مطبوعات برای بیان مطالبات را می توان از دلایل توسعه مطبوعات بعد از دوم خرداد برشمرد.6

 یکی دیگرازمعضلاتی که مطبوعات ایران را به شدت آلوده کرده، پدیده «لمپنیسم» است. در طی ادوارمختلف، این پدیده درمطبوعات نمایان بوده است.

 زندگی بی ثبات، فقدان بینش منسجم، ستایشگری قدرت و بی انظباطی و آشوب طلبی ازجمله ی ویژگیهای لمپن هاست.7

 در ایران می توان شاخص های لمپنیسم را درهتاکی و فحاشی، حرمت شکنی، استفاده از کج مآبی های زبان فارسی، منطق سست و ضعیف، لودگی ومسخرگی، بی ثباتی و فرصت طلبی و نیز تقدس مآبی  خلاصه کرد.8

 شاید محدود کردن فعالیت لمپن ها در عرصه مطبوعات، اعطای استقلال حرفه ای و اقتصادی به مطبوعات، بسط فعالیتهای روزنامه نگاری و ایجاد بستری مناسب درجهت فعالیت روزنامه نگاران و نیزگسترش آموزش حرفه ای و تخصصی روزنامه نگاری بتواند راهبردهایی در جهت مطلوب شدن اوضاع مطبوعات باشد.

 1. ناصر آملی، نشریه نسل سکوت

2. عبدالکریم سروش، مدارا و مدیریت

3. بهروز گرانپایه، همایش مطبوعات در بستر ایران

4. مهرنوش جعفری، سومین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران

5. هادی خانیکی، همایش مطبوعات در بستر ایران

6. احمد بورقانی، سومین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران

7. علی اکبر اکبری، لمپنیسم

8. . بهروز گرانپایه، دومین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 12:22  توسط ملیحه سروری  |