آشنايي با واژه هاي سياسي

 

 

دانشگاه:

جايي كه بعضي روزنامه ها چشم ديدنش را ندارند. تريبون آزاد آنهايي كه در جامعه تريبون ندارند.

ازاولش گفتيم دانشگاه، ابداع غربيهاست.

 

دانشجو:

سوسول، غربزده،‍ ژل زده، عنصر نفوذي استكبار كه از آستين خودي ها بيرون مي آيد، دشمن، بد بد بد.

 

نقد:

 تحليل كردن چيزي كه فقط اجازه اش صادرشود، مثل نقد فيلم.

ضرب المثل هاي معروف: سيلي نقد به از حلواي نسيه، موش تو سوراخ نمي رفت جارو به دمش بست.

 

18 تير كوي دانشگاه:

شبي كه سربازي با فرماندهان ارشد خود و با چندين لباس شخصي براي دزدي ريش تراش رفته بودند.

 

گروه فشار:

 فارغ التحصيلان دانشگاه خشونت دوستداشتني، مدارك تحصيلي ايشان به شرح زير است:

ليسانس چماق شناسي، فوق ليسانس چماق درماني، دكتراي كاربر چماق در سياست، PHD زبان چماق به عنوان زبان بين المللي پيشرفته.

خصوصيات: با كسي شوخي ندارند حتي شما، ساده پوش، بدون هيچ واهمه اي عقيده خود را ابراز مي كنند، از پايه گذاران قضيه فشار( ساندويچ ).

ضرب المثل معروف: بالاتر از سياهي رنگي نيست، يا ديگ بايد براي ما بجوشه يا بايد اصلا نجوشه!

(تام در كارتون تام و جري اعتقاد دارد گروه فشارايران مخصوصا مشهد، بهترين الگو و نمونه او بوده است).

ما مي توانيم ثابت كنيم كه اين گروه در حادثه كوي دانشگاه تهران و تبريز وحادثه خرم آباد هيچ نقشي نداشتند.

 

استبداد:

به معناي لغوي يعني خودرأيي، خودخواهي، داد و بيداد براي بدست آوردن يك لقمه نان، مانند حكومتهاي آمريكا، انگليس، فرانسه ، آلمان، كانادا، بوركينافاسو، هند، چين، اوگاندا، ياخچي آباد و نازي آباد و ...اصلا همه بجز ما.

 

دوم خرداد:

 بيمه نظام، منتها حق بيمه اش براي بعضي ها بالا بود.

(سرمايه بيمه شده ×= % a حق بيمه)

 

 مطبوعات:

كاشانه بيگانه، مهدكودك بچه ننرها، پس مانده نظام شاهنشاهي، آشيانه جوجه روشنفكران.

ضرب المثل معروف: هرچه كمتر، آسايش بيشتر.

 

دگرانديش:

كسي كه ديگري برايش مي انديشد، مثل ليبرالها يا نفوذيها كه خارج از مرز براي اين افراد انديشه مي كنند.

 

قتلهاي زنجيره اي:

 اگر بيخبران آن را نقد كنند موجب افشاگريها خواهد شد.

ضرب المثل معروف: شتري كه در خانه ناخوشايندها مي خوابد.