خیال خوش


 ?oh...who can hold the fire on his hand by thinking on the frosty cocuses
 ?or cloy the hungry edge of the time by bare imagination of a feast
?or wallow naked in december snow by thinking on fantastic summer's heat

کیست که بتواند آتش بر کف دست نهد؟
و با یاد کوه های پر برف قفقاز خود را سرگرم کند؟
یا تیغ تیز گرسنگی را با یاد سفره های رنگارنگ کُند کند؟
یا برهنه در برف دی ماه فرو غلتد و به آفتاب تموز بیاندیشد...!؟

 

شعر: ویلیام شکسپیر از نمایشنامه ریچارد دوم
آهنگ: فرهاد

زنده باد اصلاحات

خاتمي؛ رييس جمهور ديروز؛ رویای امروز

 

 زماني كه خاتمي در اواخر سال 75 كانديداتوري خود را مطرح كرد، هيچ كس فكر نمي كرد كه در دوم خرداد سال بعد پيروز ميدان، او باشد.

 پس از پيروزي هم با توجه به سخناني كه در بين مردم مطرح شد كسي اميدي به دوام دولت وی بيشتر از 6 ماه نداشت. ولي بالاخره با همه پستيها و بلندي ها، سختي ها و دشواري ها، خاتمي دوره 8 ساله رياست جمهوري خود را گذراند.

 خاتمي كه با شعارهاي انتخاباتي ديانت و معنويت، حرمت انسان و حقوق و آزادي هاي قانوني، مشاركت و رقابت، منزلت جهاني و دولت پاسخگو پا به عرصه سياست اجرايي كشور نهاد، در هر 9 روز يك بحران را پشت سر گذاشت.

 حادثه كوي دانشگاه تهران، استعفاي مهاجراني، حمله به دانشگاه تبريز، حمله به نشست تحكيم در خرم آباد، استيضاح عبدالله نوري، توقيف روزنامه ها، حبس سياستمداران اصلاح طلب، ترور حجاريان، وقايع كنفرانس برلين و ...توانست وي را تا حدودي از آنچه كه در قالب شعارهاي انتخاباتي مطرح كرده بود دور كند اما نتوانست او را از پاي در آورد.

 خاتمي همچنان ماند و 8 سال دوره رياست جمهوري خود را به پايان رساند.

 در اين مدت منتقدان دولت نه تنها دولت را در زمينه ديانت و معنويت نا موفق مي دانستند بلكه برخي از آنها معتقد بودند كه حركت ضد ديني كه در اين دوران انجام شده در طول تاريخ سابقه نداشته است.( سخنان آيات مصباح يزدي و خزعلي)

 با تمام تلاشي كه دولت در راستاي تحقق شعار اساسي خود مبني بر آزادي هاي قانوني و رعايت حرمت و حقوق انساني به كار بست اما نتوانست به طور كامل به موفقيت دست يابد.

 گرچه اعتراف وزارت اطلاعات در زمينه قتلهاي زنجيره اي، تقديم لايحه جرم سياسي به مجلس، اعمال آزادي هاي بيشتر در عرصه فرهنگي و ... از جمله اقدامات مثبت دولت بعد از دوم خرداد بود، اما نمي توان از فاصله دولت از شعارهاي خود چشم پوشي كرد.

 عدم امنيت افراد براي شركت در تجمعات قانوني (به عنوان مثال وقايع خرم آباد)، عدم مقابله جدي و علني با كارهاي خلاف قانون اساسي(به عنوان مثال تخصيص يك رديف بودجه از طرف دولت به دادگاه ويژه روحانيت) مسائلي نيست كه كه بتوان دولت خاتمي را از آنها تبرئه كرد اما اجازه فعاليت هاي حزبي و سياسي، برگزاري انتخابات با حضور پر شور مردم، احياي اصل شوراها و مسائلي از اين قبيل را مي توان از موفقيت هاي چشم گير دولت در زمينه تحقق شعار مشاركت و رقابت دانست.

 تنها بستري كه موافق و مخالف اقرار به موفقيت دولت در آن نمودند موضوع ارتقا منزلت جهاني ايران بر پايه سه اصل حكمت، عزت و مصلحت بود. اجراي موفق كنفرانس كشورهاي اسلامي، طرح موضوع گفتگوي تمدنها، ارتقاي روابط كشور با كشورهاي اروپايي، بهبود روابط با كشورهاي خليج فارس و به خصوص عربستان، همه بدون دادن هيچ گونه امتيازي و تنها با تغيير ادبيات ميسر گشت. اما در كنار اين موفقيت ها مي توان از عدم پيشرفت در مسائل امريكا، تعيين رژيم حقوقي درياي خزر و ارتباط با مصر نام برد.

 در زمينه  سياست خارجي تنها شيوه برخورد و گفتمان به روشهاي محرمانه تغيير كرده بود اما برنامه اي كه بتوان توسط آن از موقعيت بدست آمده استفاده كرد وجود نداشت.

 شايد بتوان مصاحبه خاتمي را با شبكه سي ان ان گامي مثبت ارزيابي كرد اما نبود يك استراتژي مشخص در زمينه حل مشكلات با امريكا مسئله را همچنان مجهول به دولت آينده واگذار كرد تا دولت كنوني با يك ادبيات لمپني به جنگ با دنيا رود.

 کاملا مبرهن است آنچه كه دولت ايران تا پيش از دوم خرداد ازلحاظ بين المللي داشت وجه اي مخدوش و تاريك بود.

 پرونده سقوط هواپيماي آمريكايي در لاكروبي، پرونده انفجار پايگاه نيروهاي امريكايي در ظهران عربستان، پرونده ميكونوس و ... عليه ايران مطرح بود. دوم خرداد در شرايطي به ثمر رسيد كه اتحاديه اروپا تمام سفراي خودش را فراخوانده و از ايران خارج كرده بود.

پس از دوم خرداد، ايران در سطح بين المللي از جايگاهي بسيار احترام آميز و تحسين برانگيز برخوردار شد. نوع نگاه جامعه بين المللي به ايران تغيير يافت و پرونده هاي مذكور عملا راكد ماندند.

 رييس دولت جمهوري اسلامي ايران گرچه از طريق آراي مستقيم مردم انتخاب مي شود اما وي در دور تسلسلي قرار مي گيرد كه چنانچه در اين دور مهجور بماند نقطه بدو و ختم تمام مشكلات خواهد بود. آنچه كه در دولت خاتمي مشهود بود عدم اجازه  دولت جهت عمل به وظايف و شعارهايش بود.

 بحرانهايي كه هر 9 روز گريبانگير دولت شده بود فرصت كافي جهت طراحی يك استراتژي مشخص بر اي پيشبرد كامل شعارها و عمل به وظايف را گرفته بود.

 آنكه فكرش گره از كار جهان بگشايد    گو در اين كار بيفكن نظري بهتر از اين

 ایران علاوه بر توسعه اقتصادی که سالیان سال در قالب برنامه های پنج ساله اول، دوم، سوم، چهارم و در حال حاضر پنجم نمود یافته، به توسعه سیاسی نیازمند است و امروزه توسعه سیاسی به خاتمی نیاز فراوان دارد.

 خاتمی در حالی توسعه سیاسی و فرهنگی در جامعه را مقدم می داند که معتقد است با این مهم انسان می تواند اقتصاد پویایی را به وجود آورد. از نظر وی توسعه ی بدون توسعه سیاسی ابتر و ناموفق است.

 فقدان نخبگان و متفکران در کانونهای تصمیم گیری و برنامه ریزی و نیز عدم شایسته سالاری، ایران را در معرض تحریم ها، تحقیرها و تهدیدها قرار داده است.

 خاتمی تنها راهبری است که می تواند سوار بر مرکب شفاف سازی و ابهام زدایی با تکیه بر شایستگی های علمی، دینی و روشنفکری خود و از همه مهمتر محبوبیت مردمی، کاروان بی ساربان اصلاح طلب را به مقصد برساند.

 واژه هایی چون جنگ و خشونت در برابر اصلاحات قرار دارند و بي شك خشونت ستيزي از ویژگی های اصلاح طلبان است. خاتمي صلح طلبی است که گفتگوی تمدن ها را جایگزین جنگ تمدن ها کرد:« ما دردنیای به هم پیوسته ای به سر می بریم که در آن هیچ قومی و هیچ ملتی نمی تواند با بستن درها به روی جهان زندگی سرافرازانه ای داشته باشد...».

 افق اصلاحات دستیابی به وضعیت بهتر است ولیکن این برنامه هاست که وضعیت بهتر را توصیف و دستیابی به آن را عملیاتی می کند.

 خاتمی پایه گذار اصلاحات در ایران پس از انقلاب اسلامی و بهترین گزینه جهت اجرای برنامه های آن است.

 از مشخصات جنبش اصلاح طلبي نهادينه شدن فرهنگ انتقادپذيري بوده است. به نظر مي رسد، به اندازه كافي، در مدت 4 سال وقفه حركت اصلاح طلبان اين مهم به فراموشي سپرده شده است اما با ورود دوباره رهبر جنبش اصلاحات به عرصه سياست و دميده شدن روحي تازه به اين كالبد بي جان مي توان همچنان اميدوار بود كه اين خيزش پويايي خود را از دست ندهد؛ به طوريكه با نقد عملكرد دولتمردان و به چالش كشيدن آنها به سوي اصلاح آينده گام برداشت.

 خاتمي با كوله باري از تجربه، در 8 سال فرياد و 4 سال سكوتش، بهترين ذخيره براي تداوم حركت اصلاح طلبي است.

 دوره اصلاحات قربانيان بسياري به ويژه از قشر مظلوم و بي پناه دانشجو گرفت. بالطبع در كشوري كه هنوز دموكراسي نهادينه نشده و احزاب و گروهها جاي خويش را نيافته اند، براي گذار از مرحله سنت به مدرنيسم و نهادينه شدن دموكراسي بايد تاوان گزافي را پرداخت و به قربانيان بيشتري چشم دوخت.

 ایران̗̗ در آستانه ی جنگ و بحران و وحشت، خاتمی را به رویایی بدل کرده است که هر آن انتظار اعلام حضورش در صحنه سیاسی می رود.

 به اميد آنكه جنبش اصلاحات با نبود يك رهبري منسجم، اشتباهات طرفداران و سنگ اندازي مخالفان به شكست نينجامد و اين آخرين اميد به نااميدي تبديل نشود.

 

تلخیصی از کتاب مدیریت ارتباطات نوشته برکو

ارتباطات فردی

 ارتباطات فردي چيست؟

ارتباطات فردی را می­توان به دو دسته درون فردی و میان فردی تقسیم کرد. ارتباطات فردی زمانی صورت می­گیرد که فرد با خود ارتباط برقرار می­کند و ارتباطات میان فردی در حالی شکل می­گیرد که فرد با شخص دیگری ارتباط برقرار می­کند.

تکلم با خود (Self-talk):

تکلم با خود در معنای اولیه یعنی حرف زدن با خود. اما تکلم با خود تنها به حرف زدن با خود خلاصه نمی­شود. رفتار، احساسات، عزت نفس، میزان اضطراب، دیدگاههای درونی، باورها، تصمیم­گیریها، خیالبافیها، القائات مثبت و منفی و .. اشکالی از فرایند ارتباط با خود هستند.

ناهماهنگی شناختی (Cognitive dissonance) :

شناخت، فرآیندی است که در آن ابتدا اطلاعات شناسایی و درک می­شوند سپس سازماندهی شده و در پایان ذخیره می­شوند.

لئون فستینگر، ناهماهنگی شناختی را حالتی از تنش می­داند که از داشتن دو فرایند شناختی (اندیشه­ها، نگرش­ها، باورها، عقاید) همزمان که از نظر روانشناختی نامتجانس هستند، حاصل می­شود. به عبارت دیگر، دو فرایند شناختی در صورتی با هم ناهماهنگ هستند که هنگامی که تنها این دو شناخت مورد نظر باشند، نقیض یکی، از دیگری منتج شود. ناهماهنگی شناختی حالتی است که اغلب موجب تحریک وجدان می­شود به طوریکه وقتی فردی با وجود آگاهی از مکروه بودن تقلب، به این کار دست می­زند، عذاب وجدان به شدت گریبانگیر وی می­شود. گاه این ناهماهنگی شناختی فرد را به توجیه خود وا می­دارد. او هنگامیکه ارزش­ها، دیدگاهها و باورهای خود را با رفتار و اعمالش متناقض و ناهماهنگ می­بیند، سعی در توجیه عملکرد خود دارد. توجیه خود، تحریک وجدان و رفتار انفعالی با خود، بخشی از ارتباط انسان با خود است.

خودنگری (Self-concept) :

آنچه که ما از خود می­شناسیم، آن درکی که ما از خود داریم، تصویری که از خود ترسیم می­کنیم و آنچه که جهت دهنده و هدایت کننده رفتار ماست، چیزی نیست جز «خودنگری».

انواع «خود»:

1- خود واقعی (Real self) : دیدگاه واقع بینانه­ای که ما نسبت به افکار، احساسات، علایق، نیازها و استعدادهای خود داریم. مثلاً دلواپسی و نگرانی ما راجع به چگونگی تصمیم­گیری­هایمان، به نوعی بیداری «خود واقعی» است.

2- خود حقیقی (Ideal self) : شخصیت انسان تکامل یافته و نمونه­ای است که می­خواهیم «او» باشیم. مانند هم ذات پنداری که فرد با ستارگان سینما دارد.

3- خود عمومی (public self) : نظراتی که دیگران نسبت به ما و خصوصیات رفتاری ما دارند، یعنی ما تلاش می­کنیم که آنچه که مورد نظر دیگران است را به نمایش بگذاریم.

وجوه «خود»:

1- وجه معنوی: آنچه که به آن فکر می­کنیم.

2- وجه مادی: آنچه که در اطراف ماست.

3- وجه اجتماعی: آنچه که در راستای تعامل با دیگران است.

4- وجه فیزیکی: بدن ماست.

خودنگری، در مراحل مختلف زمانی، متفاوت است به عبارتی زمان می­تواند تعیین کننده نوع شکل گیری خود (شخصیت فرد) باشد. خودنگری می­تواند با توجه به مکان و موقعیت فرد نیز تغییر کند. من در کلاس نقش یک دانشجو را دارم، در محل کار رئیس هستم و در خانه یک فرزند مطیع.

شناخت خود:

با توجه به اینکه شناخت فرد از خود و اعتقادات خود در یک چارچوب کلی صورت می­گیرد، ولی می­تواند با راهکارهایی نسبت به درونیات خود آگاهی بیشتری یابد كه از آن جمله:

1- روش پرسشنامه­ای: در این روش سؤالاتی درباره دیدگاهها، باورها، انگیزه­ها، تجربیات قبلی،گرایش­ها، رفتار فعلي و انتظارات و امیدهای آتی می­شود، چنانچه شما به این سؤالات صادقانه بر مبنای فکر و احساس خودتان جواب دهید، توانسته­اید گوشه چشمی به درون خود بیندازید.

2- روش پنجره جوهاری (Johari window) :

 

شناخته شده برای خود

شناخته نشده برای خود

شناخته شده برای دیگران

1- منطقه آشکار

2- منطقه کور

شناخته نشده برای دیگران

3- منطقه پنهان

4- منطقه ناشناخته

منطقه یک یا منطقه آشکار، آنچه که در مورد خود مي دانید و آنچه که دیگران در مورد شما می­دانند.

منطقه دوم یا منطقه کور، آنچه که دیگران در مورد شما می­دانند اما شما در مورد خودتان نمی­دانید.

منطقه سه یا منطقه پنهان، آنچه که شما در مورد خود می­دانید ولی دیگران در مورد شما نمی­دانند و نمی­خواهید که بدانند.

منطقه چهار یا منطقه ناشناخته، آنچه که نه در مورد خود می­دانید نه دیگران.

نظریه نیاز و ارتباطات مؤثر:

 طبق نظریه نیاز و ارتباطات ، نیازهای اساسی درونی مبنای ارتباطات هستند. به عبارتی دیگر نیازهای درونی زمینه ساز رفتارها و اعمال ارتباطی ما هستند. بر اساس نظریه نیاز و ارتباطات، نیازهایی که نقش تعیین کننده ای در رفتار انسان دارند عبارتند از :

1- نیاز به سلامت    2- نیاز به لذت جویی    3 – نیاز به امنیت     4- نیاز به قلمرو خواهی   

شدت و مدت این نیازها در افراد مختلف متفاوت است. بنابر این طبق این نظریه فرد ارتباط برقرار می کند تا رفع نیاز کند .

نظریه دیگری وجود دارد به نام نظریه « سلسله مراتب نیازها» که می گوید: هر نیاز قبل از اینکه فرد به دنبال مرتبه دیگری از نیازها رود ، باید مرتفع شود.

تضمین سلامتی:

انسان به دلیل برخورداری از قوه تعقل و تفکر، قدرت و توانایی در برقراری ارتباط به شکل گزینشی و اختیاری را دارد. همین مسئله می تواند به انسان در حفظ جانش و تضمین سلامتی اش کمک کند. وقتی خطری ما را تهدید می کند تمام تلاش خود را به کار می گیریم از طریق تبادل اطلاعات و مشورت رفع خطر کنیم.

لذت جویی:

انسان اساساً لذت جو است و تلاش می کند برای کامیابی، موفقیت و کسب لذت و فرح و شادی دست به هر کاری بزند.

فردی که در کلاس درس با طرح سؤال و مشارکت در کلاس نظر استاد را جلب می کند و مورد تشویق استاد قرار مي گيرد، تمایل بیشتری به تکرار چنین تجربه ای پیدا می کند اما در مقابل شخصی که می ترسد تا در بحث های کلاسی شرکت کند و یا در گذشته از چنین مشارکتی تجربه تلخی کسب کرده است مطمئناً از این موقعیت ها تا حد امکان پرهیز می کند. چنانچه انسان فرصت گزینش داشته باشد ، بلا استثنا موقعیتی را بر می گزیند که کامجویی و لذت یابی وی را به همراه داشته باشد.

تأمین امنیت:

امنیت یکی از نیازهای اساسی بشر است، او می کوشد تا به همان اندازه که برای رفع گرسنگی و تشنگی خود آب و غذا تأمین کند برای رفع خطر و رفع نیاز، آرامش و امنیت خود را تأمین نماید.  احتیاط افراطی نتیجه دلواپسی و نگرانی ناشی از عدم احساس امنیت است. اعمال و رفتارهای ارتباطی چه کلامی و چه غیر کلامی، تحت تأثیر دیدگاه های ما در مورد خودمان در زمان امنیت یا نا امنی است. به طوریکه مثلاً ترس باعث تغییر زیر و بم صدا، لرزش بدن و فعالیت زیاد معده می شود. اما در زمانیکه از احساس امنیت و آرامش برخوردار باشیم با اعتماد به نفس کافی می توانیم بر امور مسلط شده و رشته کار را در دست گیریم.

قلمرو خواهی:

هر فردی ، قلمرویی خاص خود دارد که در درون آن احساس امنیت می کند.

انواع قلمروها:

1-  قلمرو فیزیکی و عینی   

2-  قلمرو ذهنی و خیالی

نوع برقراری ارتباط به قلمرو انسانها بستگی دارد. ما در هر قلمرویی به گونه ای خاص عمل می کنیم مانند داستانی مربوط به لک لک و روباهی که با یکدیگر ارتباط برقرار کرده بودند. روزی روباه لک لک را به خانه خود دعوت می کند  و برای وی بشقابی پر از غذا می آورد. لک لک که با نوک بلندش نمی تواند غذا را از بشقاب برچیند و بالطبع گرسنه از خانه روباه بیرون می آید، پس از چند روز لک لک، روباه را به خانه خود دعوت می کند. روباه در هنگام صرف غذا، یک کوزه پر از غذا در مقابل خود می بیند که هرچه سعی می کند نمی تواند پوزه اش را درون کوزه کند و غذا بخورد . وی نیز گرسنه خانه لک لک را ترک می کند و چنین می شود که رابطه بین روباه و لک لک به سردی می گراید. هر شخصی نیز مانند لک لک و روباه از قلمرو فیزیکی خاص خود برخوردار است که ممکن است ورود این قلمرو برای دیگری خوشایند یا ناخوشایند باشد. اما آنچه که قلمرو ذهنی و خیالی ما را تشکیل می دهند ایده ها و نظریات ما هستند. زمانی که ما از یک استاد سؤالی می پرسیم که وی قادر به پاسخگویی به آن نیست ، باید به انتظار عصبانیت استاد و حالت دفاعی او باشیم چرا که وی احساس می کند که قلمرو دانش و تخصص وی مورد تجاوز قرار گرفته است.

نگرانی: ارتباط گریزی

نگرانی یک عامل تعیین کننده در نحوه برقراری ارتباط ماست. نگرانی یعنی دلواپسی ، یعنی افکار منفی ، یعنی عدم احساس آرامش و امنیت در فرایند ارتباطات، نگرانی یک اختلال به شمار می آید به طوریکه در ارتباطات گروهی، میان فردی و حتی درون فردی ، نگرانی می تواند باعث عدم برقراری یک ارتباط درست و کامل شود.

تعریف ارتباط گریزی:

واژه ارتباط گریزی در علم ارتباطات انسانی برای بیان نگرانی فرد به هنگام سخنرانی به کار برده می شود. ارتباط گریزی یک مشکل است. فردی که دچار این مشکل است به دلیل وجود ترس و وحشت در درون خود به برخورداری از این مشکل واقف است.

پیام های درونی ناشی از ارتباط گریزی باعث بروز رفتارهایی نظیر بی خوابی ، دل درد، سر درد و دل پیچه و یا خشک شدن دهان ، رنگ پریدگی و از این قبیل می شود.

ارتباطات گریزی منحصر به موقعیتی خاص نمی شود و ممکن است همواره بروز کند. هر چند اعتقاد بر این است که معمولا در هنگام سخنرانی در جمع این مسئله به اوج می رسد .

دلایل ارتباط گریزی:

ارتباط گریزی یا ارثی است یا اکتسابی .

ارتباط گریزی ارثی است : طبق تحقیقات صورت گرفته ، 10 تا 15 درصد نوزادان ، ترسو متولد شده اند زیرا وقتی با اشیاء ناشناخته روبرو می شوند، گریه می کنند . آزمایشات انجام شده حاکی از این است که ارتباط گریزی می تواند یک مسئله کاملا موروثی باشد.

ارتباط گریزی اکتسابی است: ارتباط گریزی میتواند معلول شرایط اجتماعی باشد. کودکان در پی تقلید رفتارهای دیگران هستند. نگرانی های ممتد پدر و مادر ، بر کودک تأثیر می گذارد و وی را نگران بار می آورد. فرد در بستر خانواده به شدت تحت تأثیر روابط خانوادگی قرار می گیرد. زمانی که او به طور مداوم توسط پدر و مادرش ارزیابی می شود به تدریج نشانه هایی از ترس و وحشت در وی پدیدار می شود و وی را نسبت به برقراری ارتباط با دیگران محتاط می کند.

درمان ارتباط گریزی:

ارتباط گریزی، قابل درمان است. در ارتباط گریزی که نتیجه القائات و افکار منفی است می توان با دور ریختن این افکار و نیز جانشین کردن افکار مثبت و مؤثر به جای آن، ارتباط گریزی را به ارتباط پذیری تبدیل کرد.

روش های درمانی ارتباط گریزی:

1- آموزش مهارت های ارتباطی: غلبه بر ناتوانی ها و تقویت ضعف ها

2- حساسیت زدایی منظم : غلبه بر ترس ها و وحشت ها و نگرانی ها و تشویش ها

3- تعدیل و تصحیح ادراکات: غلبه بر بدبینی ها و منفی بافی ها