علي از نگاه شريعتي

 

علي اگر رهبر است، يك امام است و يك نجات بخش است و مكتب او اگر روح يك جامعه است، اگر راه يك جامعه است و اگر نشان دهنده مقصد حيات و كمال است در آشنايي  مكتب او و شخصيت اوست...نه محبت تنها نسبت به كسي كه نمي شناسيم. زيرا اگر محبت تنها بدون آشنايي ثمري مي داشت، بايد به نتايج بزرگ مي رسيديم. زيرا امكان ندارد جامعه اي و ملتي علي را بشناسد و درست بفهمد و از شكنجه آميزترين و سخت ترين محروميتهايي كه جامعه هاي عقب مانده دارند رنج ببرد. اگر مي بينيم پيرو علي و كسي كه براي علي اشك مي ريزد و كسي كه محبت علي در قلبش موج مي زند سرنوشتش و سرنوشت جامعه اش دردناك است معلوم است كه تشيع را نمي فهمد هرچند كه ظاهرا شيعه باشد. علي مجهول، مساويست با هر انسان و يا هر قهرمان ملي ديگري كه مجهول است، زيرا محبت به خودي خود نجات بخش نيست بلكه معرفت است كه نجات مي بخشد.

ما در زمان خود موظف به شناخت علي هستيم نه محبت بدون معرفت به او