تلخیصی از کتاب مدیریت ارتباطات نوشته برکو
ارتباطات فردی
ارتباطات فردي چيست؟
ارتباطات فردی را میتوان به دو دسته درون فردی و میان فردی تقسیم کرد. ارتباطات فردی زمانی صورت میگیرد که فرد با خود ارتباط برقرار میکند و ارتباطات میان فردی در حالی شکل میگیرد که فرد با شخص دیگری ارتباط برقرار میکند.
تکلم با خود (Self-talk):
تکلم با خود در معنای اولیه یعنی حرف زدن با خود. اما تکلم با خود تنها به حرف زدن با خود خلاصه نمیشود. رفتار، احساسات، عزت نفس، میزان اضطراب، دیدگاههای درونی، باورها، تصمیمگیریها، خیالبافیها، القائات مثبت و منفی و .. اشکالی از فرایند ارتباط با خود هستند.
ناهماهنگی شناختی (Cognitive dissonance) :
شناخت، فرآیندی است که در آن ابتدا اطلاعات شناسایی و درک میشوند سپس سازماندهی شده و در پایان ذخیره میشوند.
لئون فستینگر، ناهماهنگی شناختی را حالتی از تنش میداند که از داشتن دو فرایند شناختی (اندیشهها، نگرشها، باورها، عقاید) همزمان که از نظر روانشناختی نامتجانس هستند، حاصل میشود. به عبارت دیگر، دو فرایند شناختی در صورتی با هم ناهماهنگ هستند که هنگامی که تنها این دو شناخت مورد نظر باشند، نقیض یکی، از دیگری منتج شود. ناهماهنگی شناختی حالتی است که اغلب موجب تحریک وجدان میشود به طوریکه وقتی فردی با وجود آگاهی از مکروه بودن تقلب، به این کار دست میزند، عذاب وجدان به شدت گریبانگیر وی میشود. گاه این ناهماهنگی شناختی فرد را به توجیه خود وا میدارد. او هنگامیکه ارزشها، دیدگاهها و باورهای خود را با رفتار و اعمالش متناقض و ناهماهنگ میبیند، سعی در توجیه عملکرد خود دارد. توجیه خود، تحریک وجدان و رفتار انفعالی با خود، بخشی از ارتباط انسان با خود است.
خودنگری (Self-concept) :
آنچه که ما از خود میشناسیم، آن درکی که ما از خود داریم، تصویری که از خود ترسیم میکنیم و آنچه که جهت دهنده و هدایت کننده رفتار ماست، چیزی نیست جز «خودنگری».
انواع «خود»:
1- خود واقعی (Real self) : دیدگاه واقع بینانهای که ما نسبت به افکار، احساسات، علایق، نیازها و استعدادهای خود داریم. مثلاً دلواپسی و نگرانی ما راجع به چگونگی تصمیمگیریهایمان، به نوعی بیداری «خود واقعی» است.
2- خود حقیقی (Ideal self) : شخصیت انسان تکامل یافته و نمونهای است که میخواهیم «او» باشیم. مانند هم ذات پنداری که فرد با ستارگان سینما دارد.
3- خود عمومی (public self) : نظراتی که دیگران نسبت به ما و خصوصیات رفتاری ما دارند، یعنی ما تلاش میکنیم که آنچه که مورد نظر دیگران است را به نمایش بگذاریم.
وجوه «خود»:
1- وجه معنوی: آنچه که به آن فکر میکنیم.
2- وجه مادی: آنچه که در اطراف ماست.
3- وجه اجتماعی: آنچه که در راستای تعامل با دیگران است.
4- وجه فیزیکی: بدن ماست.
خودنگری، در مراحل مختلف زمانی، متفاوت است به عبارتی زمان میتواند تعیین کننده نوع شکل گیری خود (شخصیت فرد) باشد. خودنگری میتواند با توجه به مکان و موقعیت فرد نیز تغییر کند. من در کلاس نقش یک دانشجو را دارم، در محل کار رئیس هستم و در خانه یک فرزند مطیع.
شناخت خود:
با توجه به اینکه شناخت فرد از خود و اعتقادات خود در یک چارچوب کلی صورت میگیرد، ولی میتواند با راهکارهایی نسبت به درونیات خود آگاهی بیشتری یابد كه از آن جمله:
1- روش پرسشنامهای: در این روش سؤالاتی درباره دیدگاهها، باورها، انگیزهها، تجربیات قبلی،گرایشها، رفتار فعلي و انتظارات و امیدهای آتی میشود، چنانچه شما به این سؤالات صادقانه بر مبنای فکر و احساس خودتان جواب دهید، توانستهاید گوشه چشمی به درون خود بیندازید.
2- روش پنجره جوهاری (Johari window) :
|
|
شناخته شده برای خود |
شناخته نشده برای خود |
|
شناخته شده برای دیگران |
1- منطقه آشکار |
2- منطقه کور |
|
شناخته نشده برای دیگران |
3- منطقه پنهان |
4- منطقه ناشناخته |
منطقه یک یا منطقه آشکار، آنچه که در مورد خود مي دانید و آنچه که دیگران در مورد شما میدانند.
منطقه دوم یا منطقه کور، آنچه که دیگران در مورد شما میدانند اما شما در مورد خودتان نمیدانید.
منطقه سه یا منطقه پنهان، آنچه که شما در مورد خود میدانید ولی دیگران در مورد شما نمیدانند و نمیخواهید که بدانند.
منطقه چهار یا منطقه ناشناخته، آنچه که نه در مورد خود میدانید نه دیگران.
نظریه نیاز و ارتباطات مؤثر:
طبق نظریه نیاز و ارتباطات ، نیازهای اساسی درونی مبنای ارتباطات هستند. به عبارتی دیگر نیازهای درونی زمینه ساز رفتارها و اعمال ارتباطی ما هستند. بر اساس نظریه نیاز و ارتباطات، نیازهایی که نقش تعیین کننده ای در رفتار انسان دارند عبارتند از :
1- نیاز به سلامت 2- نیاز به لذت جویی 3 – نیاز به امنیت 4- نیاز به قلمرو خواهی
شدت و مدت این نیازها در افراد مختلف متفاوت است. بنابر این طبق این نظریه فرد ارتباط برقرار می کند تا رفع نیاز کند .
نظریه دیگری وجود دارد به نام نظریه « سلسله مراتب نیازها» که می گوید: هر نیاز قبل از اینکه فرد به دنبال مرتبه دیگری از نیازها رود ، باید مرتفع شود.
تضمین سلامتی:
انسان به دلیل برخورداری از قوه تعقل و تفکر، قدرت و توانایی در برقراری ارتباط به شکل گزینشی و اختیاری را دارد. همین مسئله می تواند به انسان در حفظ جانش و تضمین سلامتی اش کمک کند. وقتی خطری ما را تهدید می کند تمام تلاش خود را به کار می گیریم از طریق تبادل اطلاعات و مشورت رفع خطر کنیم.
لذت جویی:
انسان اساساً لذت جو است و تلاش می کند برای کامیابی، موفقیت و کسب لذت و فرح و شادی دست به هر کاری بزند.
فردی که در کلاس درس با طرح سؤال و مشارکت در کلاس نظر استاد را جلب می کند و مورد تشویق استاد قرار مي گيرد، تمایل بیشتری به تکرار چنین تجربه ای پیدا می کند اما در مقابل شخصی که می ترسد تا در بحث های کلاسی شرکت کند و یا در گذشته از چنین مشارکتی تجربه تلخی کسب کرده است مطمئناً از این موقعیت ها تا حد امکان پرهیز می کند. چنانچه انسان فرصت گزینش داشته باشد ، بلا استثنا موقعیتی را بر می گزیند که کامجویی و لذت یابی وی را به همراه داشته باشد.
تأمین امنیت:
امنیت یکی از نیازهای اساسی بشر است، او می کوشد تا به همان اندازه که برای رفع گرسنگی و تشنگی خود آب و غذا تأمین کند برای رفع خطر و رفع نیاز، آرامش و امنیت خود را تأمین نماید. احتیاط افراطی نتیجه دلواپسی و نگرانی ناشی از عدم احساس امنیت است. اعمال و رفتارهای ارتباطی چه کلامی و چه غیر کلامی، تحت تأثیر دیدگاه های ما در مورد خودمان در زمان امنیت یا نا امنی است. به طوریکه مثلاً ترس باعث تغییر زیر و بم صدا، لرزش بدن و فعالیت زیاد معده می شود. اما در زمانیکه از احساس امنیت و آرامش برخوردار باشیم با اعتماد به نفس کافی می توانیم بر امور مسلط شده و رشته کار را در دست گیریم.
قلمرو خواهی:
هر فردی ، قلمرویی خاص خود دارد که در درون آن احساس امنیت می کند.
انواع قلمروها:
1- قلمرو فیزیکی و عینی
2- قلمرو ذهنی و خیالی
نوع برقراری ارتباط به قلمرو انسانها بستگی دارد. ما در هر قلمرویی به گونه ای خاص عمل می کنیم مانند داستانی مربوط به لک لک و روباهی که با یکدیگر ارتباط برقرار کرده بودند. روزی روباه لک لک را به خانه خود دعوت می کند و برای وی بشقابی پر از غذا می آورد. لک لک که با نوک بلندش نمی تواند غذا را از بشقاب برچیند و بالطبع گرسنه از خانه روباه بیرون می آید، پس از چند روز لک لک، روباه را به خانه خود دعوت می کند. روباه در هنگام صرف غذا، یک کوزه پر از غذا در مقابل خود می بیند که هرچه سعی می کند نمی تواند پوزه اش را درون کوزه کند و غذا بخورد . وی نیز گرسنه خانه لک لک را ترک می کند و چنین می شود که رابطه بین روباه و لک لک به سردی می گراید. هر شخصی نیز مانند لک لک و روباه از قلمرو فیزیکی خاص خود برخوردار است که ممکن است ورود این قلمرو برای دیگری خوشایند یا ناخوشایند باشد. اما آنچه که قلمرو ذهنی و خیالی ما را تشکیل می دهند ایده ها و نظریات ما هستند. زمانی که ما از یک استاد سؤالی می پرسیم که وی قادر به پاسخگویی به آن نیست ، باید به انتظار عصبانیت استاد و حالت دفاعی او باشیم چرا که وی احساس می کند که قلمرو دانش و تخصص وی مورد تجاوز قرار گرفته است.
نگرانی: ارتباط گریزی
نگرانی یک عامل تعیین کننده در نحوه برقراری ارتباط ماست. نگرانی یعنی دلواپسی ، یعنی افکار منفی ، یعنی عدم احساس آرامش و امنیت در فرایند ارتباطات، نگرانی یک اختلال به شمار می آید به طوریکه در ارتباطات گروهی، میان فردی و حتی درون فردی ، نگرانی می تواند باعث عدم برقراری یک ارتباط درست و کامل شود.
تعریف ارتباط گریزی:
واژه ارتباط گریزی در علم ارتباطات انسانی برای بیان نگرانی فرد به هنگام سخنرانی به کار برده می شود. ارتباط گریزی یک مشکل است. فردی که دچار این مشکل است به دلیل وجود ترس و وحشت در درون خود به برخورداری از این مشکل واقف است.
پیام های درونی ناشی از ارتباط گریزی باعث بروز رفتارهایی نظیر بی خوابی ، دل درد، سر درد و دل پیچه و یا خشک شدن دهان ، رنگ پریدگی و از این قبیل می شود.
ارتباطات گریزی منحصر به موقعیتی خاص نمی شود و ممکن است همواره بروز کند. هر چند اعتقاد بر این است که معمولا در هنگام سخنرانی در جمع این مسئله به اوج می رسد .
دلایل ارتباط گریزی:
ارتباط گریزی یا ارثی است یا اکتسابی .
ارتباط گریزی ارثی است : طبق تحقیقات صورت گرفته ، 10 تا 15 درصد نوزادان ، ترسو متولد شده اند زیرا وقتی با اشیاء ناشناخته روبرو می شوند، گریه می کنند . آزمایشات انجام شده حاکی از این است که ارتباط گریزی می تواند یک مسئله کاملا موروثی باشد.
ارتباط گریزی اکتسابی است: ارتباط گریزی میتواند معلول شرایط اجتماعی باشد. کودکان در پی تقلید رفتارهای دیگران هستند. نگرانی های ممتد پدر و مادر ، بر کودک تأثیر می گذارد و وی را نگران بار می آورد. فرد در بستر خانواده به شدت تحت تأثیر روابط خانوادگی قرار می گیرد. زمانی که او به طور مداوم توسط پدر و مادرش ارزیابی می شود به تدریج نشانه هایی از ترس و وحشت در وی پدیدار می شود و وی را نسبت به برقراری ارتباط با دیگران محتاط می کند.
درمان ارتباط گریزی:
ارتباط گریزی، قابل درمان است. در ارتباط گریزی که نتیجه القائات و افکار منفی است می توان با دور ریختن این افکار و نیز جانشین کردن افکار مثبت و مؤثر به جای آن، ارتباط گریزی را به ارتباط پذیری تبدیل کرد.
روش های درمانی ارتباط گریزی:
1- آموزش مهارت های ارتباطی: غلبه بر ناتوانی ها و تقویت ضعف ها
2- حساسیت زدایی منظم : غلبه بر ترس ها و وحشت ها و نگرانی ها و تشویش ها
3- تعدیل و تصحیح ادراکات: غلبه بر بدبینی ها و منفی بافی ها