زنده باد اصلاحات
خاتمي؛ رييس جمهور ديروز؛ رویای امروز
زماني كه خاتمي در اواخر سال 75 كانديداتوري خود را مطرح كرد، هيچ كس فكر نمي كرد كه در دوم خرداد سال بعد پيروز ميدان، او باشد.
پس از پيروزي هم با توجه به سخناني كه در بين مردم مطرح شد كسي اميدي به دوام دولت وی بيشتر از 6 ماه نداشت. ولي بالاخره با همه پستيها و بلندي ها، سختي ها و دشواري ها، خاتمي دوره 8 ساله رياست جمهوري خود را گذراند.
خاتمي كه با شعارهاي انتخاباتي ديانت و معنويت، حرمت انسان و حقوق و آزادي هاي قانوني، مشاركت و رقابت، منزلت جهاني و دولت پاسخگو پا به عرصه سياست اجرايي كشور نهاد، در هر 9 روز يك بحران را پشت سر گذاشت.
حادثه كوي دانشگاه تهران، استعفاي مهاجراني، حمله به دانشگاه تبريز، حمله به نشست تحكيم در خرم آباد، استيضاح عبدالله نوري، توقيف روزنامه ها، حبس سياستمداران اصلاح طلب، ترور حجاريان، وقايع كنفرانس برلين و ...توانست وي را تا حدودي از آنچه كه در قالب شعارهاي انتخاباتي مطرح كرده بود دور كند اما نتوانست او را از پاي در آورد.
خاتمي همچنان ماند و 8 سال دوره رياست جمهوري خود را به پايان رساند.
در اين مدت منتقدان دولت نه تنها دولت را در زمينه ديانت و معنويت نا موفق مي دانستند بلكه برخي از آنها معتقد بودند كه حركت ضد ديني كه در اين دوران انجام شده در طول تاريخ سابقه نداشته است.( سخنان آيات مصباح يزدي و خزعلي)
با تمام تلاشي كه دولت در راستاي تحقق شعار اساسي خود مبني بر آزادي هاي قانوني و رعايت حرمت و حقوق انساني به كار بست اما نتوانست به طور كامل به موفقيت دست يابد.
گرچه اعتراف وزارت اطلاعات در زمينه قتلهاي زنجيره اي، تقديم لايحه جرم سياسي به مجلس، اعمال آزادي هاي بيشتر در عرصه فرهنگي و ... از جمله اقدامات مثبت دولت بعد از دوم خرداد بود، اما نمي توان از فاصله دولت از شعارهاي خود چشم پوشي كرد.
عدم امنيت افراد براي شركت در تجمعات قانوني (به عنوان مثال وقايع خرم آباد)، عدم مقابله جدي و علني با كارهاي خلاف قانون اساسي(به عنوان مثال تخصيص يك رديف بودجه از طرف دولت به دادگاه ويژه روحانيت) مسائلي نيست كه كه بتوان دولت خاتمي را از آنها تبرئه كرد اما اجازه فعاليت هاي حزبي و سياسي، برگزاري انتخابات با حضور پر شور مردم، احياي اصل شوراها و مسائلي از اين قبيل را مي توان از موفقيت هاي چشم گير دولت در زمينه تحقق شعار مشاركت و رقابت دانست.
تنها بستري كه موافق و مخالف اقرار به موفقيت دولت در آن نمودند موضوع ارتقا منزلت جهاني ايران بر پايه سه اصل حكمت، عزت و مصلحت بود. اجراي موفق كنفرانس كشورهاي اسلامي، طرح موضوع گفتگوي تمدنها، ارتقاي روابط كشور با كشورهاي اروپايي، بهبود روابط با كشورهاي خليج فارس و به خصوص عربستان، همه بدون دادن هيچ گونه امتيازي و تنها با تغيير ادبيات ميسر گشت. اما در كنار اين موفقيت ها مي توان از عدم پيشرفت در مسائل امريكا، تعيين رژيم حقوقي درياي خزر و ارتباط با مصر نام برد.
در زمينه سياست خارجي تنها شيوه برخورد و گفتمان به روشهاي محرمانه تغيير كرده بود اما برنامه اي كه بتوان توسط آن از موقعيت بدست آمده استفاده كرد وجود نداشت.
شايد بتوان مصاحبه خاتمي را با شبكه سي ان ان گامي مثبت ارزيابي كرد اما نبود يك استراتژي مشخص در زمينه حل مشكلات با امريكا مسئله را همچنان مجهول به دولت آينده واگذار كرد تا دولت كنوني با يك ادبيات لمپني به جنگ با دنيا رود.
کاملا مبرهن است آنچه كه دولت ايران تا پيش از دوم خرداد ازلحاظ بين المللي داشت وجه اي مخدوش و تاريك بود.
پرونده سقوط هواپيماي آمريكايي در لاكروبي، پرونده انفجار پايگاه نيروهاي امريكايي در ظهران عربستان، پرونده ميكونوس و ... عليه ايران مطرح بود. دوم خرداد در شرايطي به ثمر رسيد كه اتحاديه اروپا تمام سفراي خودش را فراخوانده و از ايران خارج كرده بود.
پس از دوم خرداد، ايران در سطح بين المللي از جايگاهي بسيار احترام آميز و تحسين برانگيز برخوردار شد. نوع نگاه جامعه بين المللي به ايران تغيير يافت و پرونده هاي مذكور عملا راكد ماندند.
رييس دولت جمهوري اسلامي ايران گرچه از طريق آراي مستقيم مردم انتخاب مي شود اما وي در دور تسلسلي قرار مي گيرد كه چنانچه در اين دور مهجور بماند نقطه بدو و ختم تمام مشكلات خواهد بود. آنچه كه در دولت خاتمي مشهود بود عدم اجازه دولت جهت عمل به وظايف و شعارهايش بود.
بحرانهايي كه هر 9 روز گريبانگير دولت شده بود فرصت كافي جهت طراحی يك استراتژي مشخص بر اي پيشبرد كامل شعارها و عمل به وظايف را گرفته بود.
آنكه فكرش گره از كار جهان بگشايد گو در اين كار بيفكن نظري بهتر از اين
ایران علاوه بر توسعه اقتصادی که سالیان سال در قالب برنامه های پنج ساله اول، دوم، سوم، چهارم و در حال حاضر پنجم نمود یافته، به توسعه سیاسی نیازمند است و امروزه توسعه سیاسی به خاتمی نیاز فراوان دارد.
خاتمی در حالی توسعه سیاسی و فرهنگی در جامعه را مقدم می داند که معتقد است با این مهم انسان می تواند اقتصاد پویایی را به وجود آورد. از نظر وی توسعه ی بدون توسعه سیاسی ابتر و ناموفق است.
فقدان نخبگان و متفکران در کانونهای تصمیم گیری و برنامه ریزی و نیز عدم شایسته سالاری، ایران را در معرض تحریم ها، تحقیرها و تهدیدها قرار داده است.
خاتمی تنها راهبری است که می تواند سوار بر مرکب شفاف سازی و ابهام زدایی با تکیه بر شایستگی های علمی، دینی و روشنفکری خود و از همه مهمتر محبوبیت مردمی، کاروان بی ساربان اصلاح طلب را به مقصد برساند.
واژه هایی چون جنگ و خشونت در برابر اصلاحات قرار دارند و بي شك خشونت ستيزي از ویژگی های اصلاح طلبان است. خاتمي صلح طلبی است که گفتگوی تمدن ها را جایگزین جنگ تمدن ها کرد:« ما دردنیای به هم پیوسته ای به سر می بریم که در آن هیچ قومی و هیچ ملتی نمی تواند با بستن درها به روی جهان زندگی سرافرازانه ای داشته باشد...».
افق اصلاحات دستیابی به وضعیت بهتر است ولیکن این برنامه هاست که وضعیت بهتر را توصیف و دستیابی به آن را عملیاتی می کند.
خاتمی پایه گذار اصلاحات در ایران پس از انقلاب اسلامی و بهترین گزینه جهت اجرای برنامه های آن است.
از مشخصات جنبش اصلاح طلبي نهادينه شدن فرهنگ انتقادپذيري بوده است. به نظر مي رسد، به اندازه كافي، در مدت 4 سال وقفه حركت اصلاح طلبان اين مهم به فراموشي سپرده شده است اما با ورود دوباره رهبر جنبش اصلاحات به عرصه سياست و دميده شدن روحي تازه به اين كالبد بي جان مي توان همچنان اميدوار بود كه اين خيزش پويايي خود را از دست ندهد؛ به طوريكه با نقد عملكرد دولتمردان و به چالش كشيدن آنها به سوي اصلاح آينده گام برداشت.
خاتمي با كوله باري از تجربه، در 8 سال فرياد و 4 سال سكوتش، بهترين ذخيره براي تداوم حركت اصلاح طلبي است.
دوره اصلاحات قربانيان بسياري به ويژه از قشر مظلوم و بي پناه دانشجو گرفت. بالطبع در كشوري كه هنوز دموكراسي نهادينه نشده و احزاب و گروهها جاي خويش را نيافته اند، براي گذار از مرحله سنت به مدرنيسم و نهادينه شدن دموكراسي بايد تاوان گزافي را پرداخت و به قربانيان بيشتري چشم دوخت.
ایران̗̗ در آستانه ی جنگ و بحران و وحشت، خاتمی را به رویایی بدل کرده است که هر آن انتظار اعلام حضورش در صحنه سیاسی می رود.
به اميد آنكه جنبش اصلاحات با نبود يك رهبري منسجم، اشتباهات طرفداران و سنگ اندازي مخالفان به شكست نينجامد و اين آخرين اميد به نااميدي تبديل نشود.