?oh...who can hold the fire on his hand by thinking on the frosty cocuses
 ?or cloy the hungry edge of the time by bare imagination of a feast
?or wallow naked in december snow by thinking on fantastic summer's heat

کیست که بتواند آتش بر کف دست نهد؟
و با یاد کوه های پر برف قفقاز خود را سرگرم کند؟
یا تیغ تیز گرسنگی را با یاد سفره های رنگارنگ کُند کند؟
یا برهنه در برف دی ماه فرو غلتد و به آفتاب تموز بیاندیشد...!؟

 

شعر: ویلیام شکسپیر از نمایشنامه ریچارد دوم
آهنگ: فرهاد