سلام میرحسین
7سیه نامه احمدی نژاد
محمود احمدی نژاد با تجربه 4 سال نشستن بر کرسی اجرایی کشور درحال حاضر نامزد دهمین دوره ریاست جمهوری ایران است.
هیچ برنامه تبلیغاتی نمی تواند بدون چشم اندازی به گذشته و تحلیل عملکرد احمدی نژاد در قوه مجریه پاسخگوی نیازهای تبلیغاتی وی باشد.
محمود احمدی نژاد در 4 سال گذشته با شعارهای مهرورزی، عدالت گستری، خدمت به بندگان خدا و پیشرفت و تعالی مادی ومعنوی کشور پا به عرصه اجرایی کشور گذاشت اما اینکه تا چه حد در این عرصه موفق عمل کرده با رجعت به کارنامه وی در طول 4 ساله ی اخیرمی توان چنین ادعا کرد که لکه های سیاه این نامه ی عملکرد بیش از هر چیز هر ایرانی را به واکنش وا می دارد.
در این دستنوشته تنها سعی شده به گوشه ای از فعالیتهای دولت نهم، اشاره ای شود.
نگارنده امیدواراست خواننده با مطالعه تنها سرسیه نامه های موجود به تحقیق و تفحص پرداخته و قضاوت درست را سر لوحه کار خود قرار دهد.
سیه نامه اول/طرح تحول اقتصادی
طرح تحول اقتصادی از جمله طرحها و برنامه هایی بود که در دولت نهم مطرح شد.
این طرح بیشتر از آنکه دارای انگیزه اقتصادی باشد بهره برداری سیاسی بر آن حاکم بود.
به جرات می توان گفت با اجرای طرح تحول اقتصادی به دلیل نبود تفکر و تدبرو بررسی های لازم، جامعه ایران با تورمی وحشتناک مواجه می شود بدون اینکه اثرات مثبت اصلاحات اقتصادی را بتواند لمس کند.
در بحبوحه انتخابات، برقراری نظام بهره وری و نظام یارانه ها در قالب طرح تحولات اقتصادی بالطبع بار تبلیغاتی گسترده ای دارد به طوریکه وی از طریق نظام یارانه ها با شناسایی اقشار آسیب پذیر و تخصیص مبلغی به قشر محروم و کم در آمد جامعه ( با وجود مشکلات نظام فعلی پرداخت یارانه ) آراء این قشر از جامعه را که در اثر تورم بیشترین صدمات را متحمل شده اند؛ جلب می کند.
سیه نامه دوم/نفت بر سر سفره ها
حکایت نفت در دولت نهم شاید پررنگ ترین و رسانه ای ترین موضوع در طول دوران حضور نفت در اقتصاد ایران بود.
از شعار معروف " آوردن نفت بر سر سفره ها " تا بی سابقه ترین شکل انتخاب وزیر آن که پس از سه بار معرفی کاندیداها و رد شدن آنها از سوی مجلس در نهایت نفر چهارم موفق به کسب رای اعتماد نمایندگان شد؛ از نفت 100 دلاری تا سهمیه بندی بنزین و بحران گاز؛ از در آمد 20 میلیارد دلاری تا تصویب خروج بنزین از سبد حمایتی و از شروع حفاری در دریای خزر و کنار زدن ژاپنی ها از میدان آزادگان تا امضای قراردادهای چند ده میلیارد دلاری با چینی ها و شاید روس ها و ....
بیشتر کارشناسان اقتصادی مهم ترین رویداد نفتی در دولت نهم را سهمیه بندی بنزین می دانند، موضوعی که برخی نیز آن را به خودزنی سیاسی دولت نهم تشبیه کردند. سهمیه بندی بنزین ابزاری برای مقابله با تحریم بود.
احمدی نژاد هیچ گاه نتوانست راهکاری همسوی با کاهش وابستگی اعتبارات دولتی از نفت را در دستور کار خود قرار دهد.
به موجب برنامه چهارم توسعه و نیز سند چشم انداز 20 ساله وابستگی به نفت باید به صورت دائم کاهش یابد و این در حالیست که در طول این چند سال وابستگی به دلارهای نفتی بیشتر شد.
البته آقای احمدی نژاد همچنان اصرار دارد بحران اقتصادی موجود در ایران را متاثر از سونامی اقتصادی غرب معرفی کند.
سیه نامه سوم/بانک مرکزی
به جرات می توان گفت تغییرات پیاپی در ریاست بانک مرکزی در دولت نهم، نشان از سردرگمی اقتصادی و نیز عدم استقلال این بانک داشت.
در چند سال اخیر میزان نقدینگی به شدت بالا رفت، نظام بانکی در راستای سیستم مالی دولت گام برداشت و بدهی دولت به بانک مرکزی زیاد شد. همچنین بخش مهمی از منابع مالی دولت از طریق استقراض از بانک ها چاره جویی شد که همه اینها عوامل اصلی افزایش نقدینگی بودند.
با توجه به اینکه نقدینگی پتانسیل تورمی زیادی دارد و چنانچه با همین آهنگ رشد یابد یقینا در سال های آتی با وضعیت دشواری مواجه می شود و نیز با نظر به این مهم که اعمال سیاست های پولی در همه جای دنیا بر عهده بانک مرکزی است و باید مستقل باشد اما در ایران بانک مرکزی استقلال کافی از سوی دولت چه از لحاظ حقوقی و چه از لحاظ سیاسی ندارد؛ نظام پولی و بانک مرکزی همواره ابزاری در دست دولت جهت حل مشکلات مالی دولت بوده است.
در حال حاضر ابزارهای قانونی در اختیار بانک مرکزی نیست و به نظر می رسد این سیستم به اصلاحات حقوقی وقانونی نیاز دارد.
استقلال بانک مرکزی ضامن ارزش پول است و حفظ ارزش پول ضامن تورم و تورم هم تضمین کننده بقای اقتصادی دولت است.
هردولتی از استقلال بانک مرکزی منفعت می برد چرا که تورم را پایین نگه می دارد و به بقای آن کمک می کند.
استقلال بانک مرکزی در جهت منافع دولت است اما در دولت نهم با دیدگاه انحصارطلبانه رییس دولت، بانک مرکزی تنها به محل برو و بیای روسایش و استقراض خانه ای در جهت حل مشکلات مالی دولت در آمده بود.
در جبهه سیاستی و مدیریتی، آقای محمود احمدی نژاد بیش از هر چیز به هم فکر بودن و سابقه همکاری نیروهای تحت امر خود می اندیشید به طوریکه آنقدر این دایره تنگ و بسته شده که حتی اعتراض بسیاری از نیروها ی اصول گرا را در پی داشت.
نمود این جریان را در معرفی دولت به مجلس می توان دید که اولین رگه های شکاف بین اصول گرایان را موجب شد.
سیه نامه چهارم/تورم
ایران با 70 میلیون جمعیت نزدیک به 5 میلیون بیکار که حدود نیمی از آنها دارای مدرک تحصییلات عالی از دانشگاهها هستند؛ دارد. بهترین کار برای جلوگیری از رشد این آمار در کشور، افزایش سرمایه گذاری در فعالیت های تولیدی داخل کشور است. باید شرایط مهیا شود تا پول های سرگردان تبدیل به واحدهای تولیدی و سرمایه گذاری شود تا بتوان از این طریق نیروی جدید را به کار گرفت.
در شرایطی که شعار به جای شعور میدان داری می کند و در شرایطی که مردم احساس ناامنی به آینده دارند و حاضر نیستند پول های خود را صرف سرمایه گذاری کنند؛ این پولها را در فعالیت های غیرواسطه ای به کار می گیرند و این درحالیست که اگر سرمایه گذاری توسعه یابد، زمینه های صادرات کشور افزایش داده شود، راه برای صادرات بیشتر بازگردد و صنعت توریسم گسترش پیدا کند، می توان شاهد موقعیت های فراوان برای اشتغال زایی شد.
متاسفانه در دولت نهم گسترش طرحهای عمرانی همواره بر مهار تورم ارجحیت داشت.
آقای احمدی نژاد که همچنان به شعارهای عدالت گرایانه خود تاکید می ورزید باید می دانست که سیاستهای تورم زای دولت یعنی رشد بودجه های عمرانی از محل ارز نفتی و رشد نقدینگی و سیاست های انبساطی پولی با شعارهای عدالت گرایانه ناسازگار است چرا که یکی از آثار قطعی تورم های شدید، گسترش شکاف در آمدی و ثروتمندتر شدن صاحبان سرمایه ها و املاک به بهای فقیرترکردن فقرا و حقوق بگیران است.
کم توجهی دولت به عوامل رشد نقدینگی و اصرار بر شروع طرح های جدید عمرانی و تاکید نامتناسب بر گسترش اعتبارات بانکی چاره ساز مهار تورم نبود.
سیاست کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی که از سوی دولت برای کاهش نرخ تورم در پیش گرفته شد، کارایی لازم را به عنوان ابزار کاهش نرخ تورم نداشت و دلیل این مدعا نیز آمار اخیر بانک مرکزی بود که از افزایش نرخ تورم حکایت داشت.
سیه نامه پنجم/دانشگاهها
در دولت نهم مداخلات وزارت علوم در مورد دانشگاهها و امور اجرایی افزایش یافت و مصوبات هیات امنای دانشگاهها نقش حاشیه ای و ثانویه پیدا کردند.
در حالیکه بهترین دانشگاههای دنیا در گزینش اعضای هیات علمی خود آزادی عمل دارند؛ در دولت نهم شاهد لغو اختیارات و واگذاری مجدد این مسوولیت به وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی بودیم.
وزارت علوم دولت نهم طی بخشنامه ای به دانشگاه اعلام کرد که مستقیما هیات علمی جذب نکنند، بلکه نیازهای خود را اعلام کنند تا این وزارتخانه به صورت متمرکز مساله را حل کند و این موضوع چیزی جز عقبگرد جدی از شان و منزلت دانشگاهیان نبود.
در دولت نهم همواره سیاست دانشگاهی بر مبنای تحدید حوزه اختیارات دانشگاهها و افزایش سهمیه بندی ها در جریان پذیرش دانش آموزان رقم خورد در حالیکه ورود به دانشگاههای دولتی که از اعتبارات و هزینه های دولت استفاده می کنند، حق همه مردم است و باید به جای استفاده از سهمیه بندی های مختلف به سمت مزیت های علمی حرکت کرد به گونه ای که به تدریج سهمیه ها حذف شود و ملاک رقابت علمی در سطح ملی قرار گیرد.
سیه نامه ششم/مطبوعات
نبود آزادی بیان و انحصار مطبوعات در دست گروه خاصی از ویژگی های عمده دولت نهم و از ضعفهای شاخص آن بود.
هر جریان سیاسی که خواهان محدودیت مطبوعات است در واقع تشنه قدرت مطلق و گشادگی دست حکام بر جان و مال و ناموس مردم است.
عدم انطباق معیارهای آزادی بیان مطبوعات ایران با قوانین و ضوابط بین المللی، چگونگی تشکیل دادگاههای مطبوعاتی، میزان بالای توقیف مطبوعات و نوع برخورد با روزنامه نگاران و فراخواندن آنان به دادگاه اعدام اندیشه در این 4 ساله از هنرنمایی های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم بود.
حکم اعدام 3 روزنامه نگار توقیف و لغو امتیاز 25 نشریه فیلتر شدن 27 سایت و وب لاگ خبری و نیز بازداشت 23 روزنامه نگار در سال گذشته بازتابی اسف بار از وضعیت آزادی بیان در ایران بود.
این آمار تکان دهنده بیانگر تهدیدها و تحدیدها در عرصه روزنامه نگاری بود که تنها به سال 86 خلاصه نمی شد.
در این آشفته بازار فرهنگ و هنرگسترش فعالیت لمپن ها درعرصه مطبوعات نمود بارزی ازشکوه اخلاق رسانه ای منهای تشخص گرایی بود.
سیه نامه هفتم/سیاست خارجی
محمود احمدی نژاد هنگامی که سکان دستگاه دیپلماسی را در دست گرفت خاطرنشان کرد که در عرصه جهانی معتقد به سیاست خارجی فعال است و سیاست خارجی را اینگونه توصیف کرد:"دفاع از منافع ملت ایران و برخورد تاثیر گذار بر شرایط جهانی". حال این سوال مطرح است که آیا پس از گذشت چهارسال دولت وی توانسته است سیاست خارجی فعالی داشته باشد؟
دیپلماسی وی که مبتنی بر نامه هایی به رییس جمهور امریکا، صدراعظم آلمان پاپ و نخست وزیر ایتالیا و ... بود که با برخوردهای سرد سران غرب مواجه شد به شکست انجامید و این در حالیست که کارشناسان همواره در خصوص جهت گیری های نادرست در سیاست خارجی ایران اعلام هشدار کردند.
توجه بیش از حد و بدون نگاه استراتژیک به کشورهای بلوک شرق مانند روسیه، چین و یا حتی هند سبب شد منافع ملی ایران در مقاطع مختلف بازیچه معاملات پشت پرده این کشورها با قدرت های اروپایی یا امریکا شود.
آقای احمدی نژاد با پیش کشیدن مسئله هولوکاست سیاست خارجی را دچار یک شوک شدید و ایران را درگیر چالشهای بزرگی کرد که در نتیجه برای کاهش تبعات آن مجبور شد برای بهبود در روابط خود با کشورهایی مثل مصر و عربستان و ... وارد عمل شود که البته بعضی از این کشورها پاسخ های نامناسبی به این علاقه ایران دادند که در شان و منزلت ایران نبود.
متاسفانه برخی کج رویها و تندرویها در سیاست خارجی ایران، ایران را در جایگاهی قرار داد که شایسته مقام ایران و ایرانی نبود.