فردا در سوگ شهیدان راه عدالت

گرديد وطن غرقه اندوه و مَهَـن
واي وطن، واي وطن واي
سرخند از اين غصه سفيدان چمن

واي وطن، واي وطن واي
خيزيد رَويد از پي تابوت و كفن
واي وطن، واي وطن واي

مادر ببين عروس وطن بي‌جهاز شد
مادر ببين دست اجانب دراز شد
هر شقه‌اش نصيب پلنگ و گراز شد


عزيز وطن، غريب وطن، بي‌نوا وطن
بي‌كس وطن، غريب وطن، بي‌نوا وطن

درهيچكس همت و دين و ثبات نيست
جان كندن است زندگي ما حيات نيست
از هيچ سمت راه گريز و نجات نيست

اي خاك تو جواهر و لعل و طلا وطن


تهرانيان، تهرانيان همه گرفتار مصيبتند
گيلانيان، گيلانيان همه بر زوال و وحشتند
تبريزيان، تبريزيان گرفتار محنتند
از بهر مرد و زن شده محنت سرا وطن
عزيز وطن، غريب وطن، بي‌نوا وطن

آن عقربي كه بر وطن افتاد حاضر است
آن خائنين ستمگر و جلاد حاضرند
آن مهر و دفتر و اسناد حاضراست
كردند بر تو ناخلفان ظلمها وطن
عزيز وطن، غريب وطن، بي‌نوا وطن