خاتمي که آمد گفتيم فاتحت است نه خاتمت

به ياد جنبش دانشجويي، جنبشي كه به تاريخ پيوست و به ياد موعظه هايم در سال ۱۳۷۸:

 

شوره زار ترديد را طي كن  

خود را در پشت لحظه ها گم مكن

تو مديوني!

مديون عاطفه، مديون عشق، مديون شرف و قفس

آري! تو مديون قفسي

بايد كه خود را درون آن جاي دهي

 از ميله هاي نفرتش بالا روي و به ديواره هايش چنگ زني

تو از حريم مرز شقايق پا فراتر و نام ميراثدار عشق را بر خود نهادي

...بيا و دست در دست من بگذار تا بت بد كيش را با تبر عرف و ايمان تكه تكه كنيم

بيا تا با هم، تير خشم پليد را به سوي تبار خشم نشانه بگيريم

بيا تا سكوت را به صليب كشيم و در ضيافت فرياد

با سلاخان ساحر و مست، جام شوكران نوش كنيم

واپسين دم ما، نخستين فرياد است

غروب يك طلوع

 طلوع عصيان و 

سحرگاه يك شام

شام نور ستيزان است.