حال مطبوعات ایران مطبوع نیست
حال مطبوعات ایران مطبوع نیست
از مهمترین ویژگیهای حکومتهای دموکراتیک اشراف اطلاعاتی مردم بر حاکمان است، بر خلاف حکومتهای فاشیستی که حکومت همه چیز را درباره مردم میداند، ولیکن مردم از حکومت هیچ نمی دانند!
اشراف اطلاعاتی مردم برحاکمان زمینه را برای اصلاح و تغییر مسالمت آمیز حکام بدون در هم ریختن نظم اجتماعی و نظام سیاسی فراهم می سازد.
به طور یقین سیستمی که در آن مردم نتوانند اشراف اطلاعاتی بر حکام داشته باشند، سسیستمی بیمار و غیردموکراتیک است.
دموکراسی یعنی حکومت مردم بر مردم و این جز با تعبیه و نهادینه کردن پاره ای نظام های «کنترل کننده» و «نقاد» ممکن نیست. ازجمله ی این نظام های کنترل کننده و نقاد، «مطبوعات» است.
مطبوعات نهادهایی مدنی اند که مردم با توسل به آنها می توانند قدرت حاکم را زیر نظر داشته باشند.
مطبوعات آزاد، شیشه ای ماندن اتاق قدرت راتضمین می کنند . مطبوعات آزاد، پنجره های مردم به اتاق قدرت اند و احزاب آزاد درب های مردم به آن اتاق.
هرجریان سیاسی که خواهان محدودیت مطبوعات است در واقع تشنه قدرت مطلق و گشادگی دست حکام بر جان و مال و ناموس مردم است.
قدرت در اتاق پولادین بی پنجره می تواند شلتاق کند و آنچه می خواهد انجام دهد، ولی آنگاه که پنجره مطبوعات به اتاق قدرت گشوده شد لاجرم باید حکام در برابر ولی نعمتان خود ادب خدمت بگذارند و حقوق سروری مردم را به جا آورند. بدون مطبوعات آزاد و بدون اتاق شیشه ای قدرت، طغیان و فساد به سراغ قدرت می رود، آن را از درون می پوساند وجامعه را از ریشه بر می اندازد.1
در کشوری که هنوز دمکراسی نهادینه نشده است واحزاب و گروهها جای خویش را نیافته اند تاوان گزاف مرحله گذاراز سنت به مدرنیسم و نهادینه شدن دموکراسی را «مطبوعات» باید بپردازند.
در این قریب به 170 سالی که از انتشار نشریه در ایران می گذرد، مطبوعات زمانی کوتاه را سرخوش آزادی های نسبی بوده و زمانی را سیاهپوش مردان مردی بوده که در راه آزادی قلم شهید شده اند و سوگ نشین مطبوعاتی که به جرم ایمان به آزادی بیان دریده شده اند.
«آزادی بیان» یعنی هم سطح کردن اطلاعات بین حکومت و مردم و بین طوایف مختلف مردم. نپوشاندن رازها از مردم و چیزها را دائما در جرگه نگفتنی ها و نیندیشیدنی ها در نیاوردن، معنایش این نیست که ما در میان آرایمان ولومخالف شجاعت اخلاقی داشته باشیم، بلکه معنای آن رفع ستم ازناآگاهان است. علمی که نزد «طوایف خاصی» متراکم می شود، منشا «آفات» بسیاری است و لذا ازمصادیق بارزعلم غیرنافعه است و از این علم غیرنافع ظلم آفرین باید به خدا پناه برد. یک نظام قوی فقط آن نیست که اطلاعات را ببلعد و واژگون نشود، بلکه نظامی است که اطلاعات را ببلعد و رنجور نشود.2
در این مقال سعی شده است نیم نگاهی به مسائل موجود در مطبوعات ایران، کنش ها، چالش ها و فرآیند های موجود شود.
روزنامه نگاری درایران، اساسا دولتی و توسط افراد وابسته به دربار و با اراده های ملوکانه ی شاهان قاجار متولد شد، اما فعالیت روزنامه نگاری بنا به خصلت ذاتی و آرمان مسئولیت پذیری مدنی فعالان عرصه مطبوعات به سرعت در برابرحکومت استبدادی قاجارایستاد و به ابزاری آگاهی بخش و آزادی طلب بدل شد.3
همواره طی دوره های مختلف، دولتمردان ومطبوعات گاه در تقابل و گاه در تعامل با یکدیگربوده اند، هرچند که این رویاروییها در یک سیر پر فراز و فرود حادث شده، اما همچنان فرصت یادگیری تجربی در فضای آزادی همراه با مسئولیت ضایع شده است.
مطبوعات همچون سایر نهادها مقوله ای وارداتی ازغرب است که در طول عمر خود آثارمثبت و منفی برجای گذاشته و همواره مورد بحث و جدل های زیادی قرار گرفته است.
به نظر می رسد داوری درباره عملکرد مطبوعات به شیوه ای که رایج است، نمی تواند تصویری صحیح، علمی و بی طرفانه ارائه دهد؛ چرا که برای ترسیم عملکرد واقعی مطبوعات از یک سو با دیدگاهها و نگرش های متفاوت و بلکه متضاد در جامعه روبرو هستیم واز سوی دیگر اطلاعات پایه درباره مطبوعات نیز دقیق، کامل وجامع نیست وازآنجا که اظهارنظر در امورفرهنگی از نگاه عده ای بسیار سهل و ساده به نظر می رسد اکثرا تصور می کنند اهلیت لازم را برای اظهار نظر و دخالت در این امر تخصصی دارند.4
روشن کردن مبانی آزادی مطبوعات و ابهام زدایی در مبنا و مفهوم و نیز پرداختن به زیر ساخت ها و نهادهایی که می توانند حامیان و عاملان آزادی باشند از جمله راهکارهای لازم در جهت تدوین مبانی تحقق آزادی مطبوعات درایران است.5
انتشار نشریه هایی تحلیلی حول محور روشنفکری، انتشار نشریه هایی در زمینه فرهنگی و هنری و نیز انتشار نشریه هایی دانش مدار به ویژه در حوزه علوم انسانی به عنوان یک ضرورت عمده اجتماع، مستلزم وجود آزای بیان،عقیده و آزادی کسب و نشراطلاعات است، هرچند که همواره این نشریه ها به دلایل مختلف ازجمله موانع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی محکوم به حذف بوده و هستند.
حقوق مطبوعات از جمله مواردی است که همواره و مکررا در ایران مورد اجحاف قرار می گیرد.
طبق اصل 168 قانون اساسی ایران، جرایم سیاسی و مطبوعاتی در «محاکم دادگستری» به صورت «علنی» و با حضور«هیئت منصفه» رسیدگی می شود که شرایط عدم حضورهیئت منصفه، غیرعلنی بودن محاکمه و نیزعدم رسیدگی به جرایم درمحاکم دادگستری ازجمله تبصره های اجرایی وغیر قانونی درایران است.
عدم انطباق معیارهای آزادی مطبوعات ایران با قوانین وضوابط بین المللی، چگونگی تشکیل دادگاههای مطبوعاتی، میزان توقیف مطبوعات و نوع برخورد با روزنامه نگاران در ایران قابل توجه است.
حکم اعدام 3 روزنامه نگار، توقیف و لغو امتیاز 25 نشریه، فیلتر شدن 27 سایت و وب لاگ خبری ونیز بازداشت 23 روزنامه نگار، در سال 1386 بازتابی از وضعیت حال حاضرمطبوعات ایران است.
البته این آمارتکان دهنده که بیانگر تهدیدها و تحدیدها در عرصه روزنامه نگاری است تنها به سال 86 خلاصه نمی شود. آنچه که از شواهد و قرائن برمی آید؛ به موازات توسعه فعالیت های مطبوعاتی، تنش ها، چالش ها و واکنش ها افزایش می یابد و این مسئله حاکی از آن است که هنوزایران ظرفیت پذیرش قانونمند حق مشارکت آزادانه مردم در زندگی خود را پیدا نکرده است.
در ایران بایستی بسط فعالیت های مطبوعاتی را به فال نیک گرفت. اوج این فعالیت ها پس از دوم خرداد 1376 بود.
برخی بر این تصورند که صدور بی رویه و سهل پروانه ی انتشار نشریات و افزایش رایانه های مطبوعاتی ازعلل توسعه چشمگیر فعالیت مطبوعاتی آن دوران بوده است، اما واقعیت نهفته چیزدیگری است.
توسعه مطبوعات بعد از دوم خرداد را می توان به دودسته دلایل روساختی و زیر ساختی نسبت داد. انباشت مطالبات مردم از یک سو و ورود نخبگان برعرصه مطبوعات از سوی دیگر و نیز امکان دسترسی سریع، ارزان و مطمئن به مطبوعات برای بیان مطالبات را می توان از دلایل توسعه مطبوعات بعد از دوم خرداد برشمرد.6
یکی دیگرازمعضلاتی که مطبوعات ایران را به شدت آلوده کرده، پدیده «لمپنیسم» است. در طی ادوارمختلف، این پدیده درمطبوعات نمایان بوده است.
زندگی بی ثبات، فقدان بینش منسجم، ستایشگری قدرت و بی انظباطی و آشوب طلبی ازجمله ی ویژگیهای لمپن هاست.7
در ایران می توان شاخص های لمپنیسم را درهتاکی و فحاشی، حرمت شکنی، استفاده از کج مآبی های زبان فارسی، منطق سست و ضعیف، لودگی ومسخرگی، بی ثباتی و فرصت طلبی و نیز تقدس مآبی خلاصه کرد.8
شاید محدود کردن فعالیت لمپن ها در عرصه مطبوعات، اعطای استقلال حرفه ای و اقتصادی به مطبوعات، بسط فعالیتهای روزنامه نگاری و ایجاد بستری مناسب درجهت فعالیت روزنامه نگاران و نیزگسترش آموزش حرفه ای و تخصصی روزنامه نگاری بتواند راهبردهایی در جهت مطلوب شدن اوضاع مطبوعات باشد.
1. ناصر آملی، نشریه نسل سکوت
2. عبدالکریم سروش، مدارا و مدیریت
3. بهروز گرانپایه، همایش مطبوعات در بستر ایران
4. مهرنوش جعفری، سومین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران
5. هادی خانیکی، همایش مطبوعات در بستر ایران
6. احمد بورقانی، سومین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران
7. علی اکبر اکبری، لمپنیسم
8. . بهروز گرانپایه، دومین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران