آشنايي با واژه های ارتباطي
آشنايي با واژه هاي ارتباطي
پيام/متن Message/Text
"پيام" به معناي دقيق كلمه معنايي است كه در فرايند ارتباط انتقال مي يابد، در صورتي كه علامت يا متن چيزي است كه عملا منتقل شده است. با اين حال، معمولا اصطلاح "پيام" را در معنايي عام تر به كار مي برند و منظور از آن هر چيزي است كه بين فرستنده و گيرنده رد و بدل مي شود.
هر پيام عمدتا شامل تكانه ها يا انديشه هايي است كه بايد پيش از آن كه به صورت علامت فرستاده شود، رمزگذاري شود. مغز ما به كمك نشانه هايي مانند واژه ها، ژست ها و لباس ها علائمي را مي سازد كه ديگران مي توانند آن را رمزگشايي و تفسير كنند. در صورتي كه ما پيام خود را به نحو مطلوب رمزگذاري كرده باشيم (مثلا از واژه هاي درست استفاده كرده باشيم، تمام عواملا مهم را بيان كرده باشيم و غيره ) و آن را به روشني منتقل كرده باشيم و شنونده ي ما هيچ مشكلي در مورد رمزگان نداشته باشد قادر خواهيم بود معنا ها را در كمال صحت و سلامت با ديگران در ميان بگذاريم.
"پيام" اصطلاح مورد علاقه ي مكتب فرآيندنگر در ارتباطات است و اغلب با اصطلاح "علامت" اشتباه گرفته مي شود. "علامت" چيزي است كه بين فرستنده و گيرنده رد بدل مي شود. پيام در واقع معنايي است كه فرستنده مي خواهد علائم داشته باشد يا معنايي است كه شنونده استنباط مي كند. در مطالعه ي ارتباطات استفاده از معناهاي عام تر فايده ي چنداني در بر ندارد مثل موقعي كه گفته مي شود" لطفا اين پيغام را به همسايه ي پهلويي مان برسان" كه مي تواند به نوشته اي بر روي يك تكه كاغذ يا كلام شفاهي اشاره داشته باشد.
بسياري از نويسندگان تمايل دارند كه تمايزي قائل شوند ميان علامت، مانند يك لبخند يا دست تكان دادن ( كه حامل پيام دوستي است )، كه گذرا است، و ارتباط كه اثري پايدارتر به وجود مي آورد، مانند نامه، رمان، عكس يا فيلم. اين نوع دوم علامت معمولا "متن" ناميده مي شود و مهم است كه به ياد داشته باشيم كه متن در حوزه ي ارتباطات فقط در مورد مدارك مكتوب به كار نمي رود بلكه هر ساخته ي پايداري راكه حامل معنا باشد نيز در بر مي گيرد.
به اين فكر كنيم كه چقدر از مطالعات ما مستقيما به متون مربوط مي شوند. مطالعه ي ادبيات انگليسي ما را به سوي تحليل رمان، نمايشنامه، مقاله و شعر سوق مي دهد. تاريخ هنر ما را به سوي مطالعه ي رمزگان هاي نقاشي و پيكر تراشي راهبر مي شود و اگر به مطالعه ي موسيقي بپردازيم ممكن است به بررسي و تحليل هارموني يا فرم سو نات در متون نوشتاري كه در قالب علائم موسقيايي نوشته مي شود يا يا از گرامافون پخشم مي شود در واقع داريم به يك متن گوش مي دهيم!1
ديويد برلو پيام را چنين تعريف مي كند:« يك توليد عملي و فيزيكي از منبع رمزگذار».
ويلبر شرام نيز به طور ضمني به اين توليد عملي و فيزيكي اشاره كرده است و مي نويسد:« پيام ممكن است به شكل جوهر روي كاغذ، امواج صوتي در هوا، جريان برق، تكان دادن دست يا پرچم يا هر نوع علايمي باشد كه قادر به تفهيم معني باشد».
ارسطو در مدل گونه خود از ارتباط، يكي از سه عنصر فراگرد ارتباط را گفتار مي نامند.
در اولين مدل ارتباطي كه در سال 1946 به وسيله هارولد لاسول مطرح مي شود پيام به صورت يكي ار پنج سؤال يعني « چه مي گويد» مطرح شد.
برلو پس از تعريف پيام مي نويسد: وقتي ما صحبت مي كنيم كلام ما يك پيام است همان طور كه نوشته ما، نقاشي، ما اشاره اي كه مي كنيم، حركت بازوان ما، حالتي كه در صورت ما ديده مي شود، همه اينها پيام هستند.
حداقل سه عامل يا سه سازه در پيام وجود دارد:
- رمزها يا كدهاي پيام
- محتواي پيام
- نحوه ارائه پيام
مالتزكه درباره رابطه بين محتوا، رمز و نحوه ي ارائه مي نويسد كه ارتباط گر محدود است به تطبيق شكل پيام به نوع محتواي آن.
ويلبر شرام از علايم و نشانه ها در پيام صحبت مي كند.
وستلي و مك لين از پيام مفيد و پيام غير مفيد ياد مي كنند.2
1. الفباي ارتباطات/ ديويد گيل، بريجت آدمز؛ مترجمان: رامين كريميان، مهران مهاجر، محمد نبوي.- تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها، 1384.
2. ارتباط شناسي/ مهدي محسنيان راد.-تهران: سروش، 1369.
«بازخورد» نوعي برگشت پيام ارتباطي كه درآن گيرنده عامدانه وغيرعامدانه به پيام فرستنده واكنش نشان مي دهد. اين پيام هاي مخاطبان به فرستنده امكان مي دهد تا وضعيت ارتباطي خود را با مخاطبان ارزيابي كند. نظام هاي سالم ارتباطي بازفرست را غنيمتي براي اصلاح خود قلمداد مي كنند.1
شرام مي گويد: « فراگرد بازگشت بازخورد خوانده مي شود و نقش بسسيار مهمي در ارتباطات بازي مي كند زيرا به ما مي گويد چگونه پيام هاي ما تفسير مي شود.» درحالي كه حقيقت اين است كه فراگرد بازگشت به ما اين امكان را مي دهد كه بفهميم پيامهاي ما چگونه تفسير مي شود. اين جمله را آندروش صحيح تر بيان كرده است. اومي گويد: « بازخورد شنونده براي گوينده بسيارمفيد است چرا كه گيرنده مي تواند بر اساس اين بازخورد نتيجه را با نيت اصلي و اوليه خود مقايسه كند.»
به هر حال اگر اين پس فرست دريافتي، تفسير وارزيابي شود و درادامه ي رمزگذاري و پيام سازي تأثير بگذارد، آن وقت مي توان گفت كه بازخورد انجام شده است. بنابراين تفسير و ارزيابي معنيهاي متجلي شده در اثر پيام، ساخت و ارسال پس فرست، دريافت پس فرست، تفسير و ارزيابي معني هاي متجلي شده در اثر پس فرست درمجموع «بازخورد» را تشكيل مي دهد.
بازخورد به هنگام ارتباط با خود سريع تراز بازخورد به هنگام ارتباط چهره به چهره و آن نيز سريع ترازارتباط جمعي است. اين مطلبي است كه قسمتي از آن را براس وستلي و مالكم مك لين مطرح مي كنند، آنها مي گويند درارتباط چهره به چهره بازخورد سريع روي مي دهد.2
اصطلاح بازخورد از علم سيبرنتيك گرفته شده است. بازخورد در ساده ترين شكل آن يك سيستم كنترل كننده ي خود- تثبيت گر- مانند تنظيم كننده ي بخار وات- است كه سرعت موتور بخار را تنظيم مي كند .
در حوزه مهندسي بازخورد سه مشخصه دارد:
بازخورد واكنشي است در برابر يك واقعيت.
بازخورد مي تواند شرايطي را كه موجد آن موقعيت بوده تغيير دهد.
بازخورد ممكن است منفي يا مثبت باشد.
اگر عمليات به نحوي انجام بگيرد كه مانع ظهور برون داد گردد و يا آن را تقليل دهد، ما با "بازخورد منفي" مواجه هستيم.
اگر عمليات موجب افزايش برون داد شود بازخورد را "بازخورد مثبت" مي ناميم. اگر بازخورد مثبت به شكل مهارنشده اي ادامه پيدا كند سيستم از كنترل خارج مي شود.3
1. واژه نامه ارتباطات/ يونس شكرخواه. - تهران: سروش،1381.
2. ارتباط شناسي/ مهدي محسنيان راد. تهران: سروش، 1369.
3. الفباي ارتباطات/ ديويد گيل، بريجت آدمز؛ مترجمان: رامين كريميان، مهران مهاجر، محمد نبوي.- تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها، 1384.
به محيط يا چارچوبي كه در آن ارتباط واقع مي شود "بافت" يا "زمينه" مي گويند. بافت زمان و مكان و نيز روابط اجتماعي افراد درگير در ارتباط را در بر مي گيرد. بافت تاثير چشمگيري بر رفتار ارتباطي دارد.
مثلا اگر ما را به يك رستوران بسيار شيك دعوت كرده باشند،تجربه اي بسيار متفاوت از هنگامي كه با دوستان مان به يك ساندويچ فروشي برويم و همبرگر بخوريم خواهيم داشت. ممكن است لباس آراسته تري بپوشيم،بهترين رفتارمان را داشته باشيم، و رسمي تر از هميشه حرف بزنيم. عكس العمل ما بستگي دارد به كساني كه مي توانند براي ما بسيار مهم باشند،به محيط شيك و احتمالا نا آشناي رستوران، و به فضا و موقعيت (نخستين مواجهه).
متخصصان علوم اجتماعي طبقه بندي زير را در مورد بافت اجتماعي سودمند مي دانند:
رسمي _غيررسمي
كاري_اجتماعي
دوستانه _غيردوستانه
جايگاه برابر _جايگاه نابرابر
دعوت پيش گفته ي شما به رستوران بافتي را به وجود مي آورد كه نيمه رسمي،اجتماعي،دوستانه و نابرابر است .اما در ساندويچ فروشي بافت غير رسمي،اجتماعي،دوستانه و برابراست.
هر وضعيت ارتباطي ساختاري دارد.غذا خوردن الگوي رخدادي خاصي دارد، جلسه ي اداري يا بازي واليبال هم همينطور. اين فعاليت ها نيازهاي عمومي را برآورده مي سازند و رفتاري متناسب را موجب مي شوندجلسه ي اداري سخنراني بحث يادداشت برداري و تصميم گيري را اقتضا مي كند هر وضعيتي نقشها و قواعد خاص خود را دارد در جلسه ي اداري نقش رئيس كنترل و پيش بردن جلسه است، در ناهار خانوادگي يكي از والدين نقش كسي كه غذا را مي كشد ايفا مي كند. جلسات اداري طبق قواعدي برگزار مي شوند كه اغلب مدون شده اند و صورت رسمي به خود گرفته اند؛ ناهار هم بنا بر عرف ترتيبي خاص دارد: اول سوپ، بعد غذاي اصلي، دسر و شيريني غيره.
فضاي فيزيكي هم تاثير تايين كننده اي بر رفتار ارتباطي دارد . براي يك مهماني خوب عذا و نوشيدني كافي نيست ؛ نور مناسب موسيقي و مبلمان راحت مي تواند مشخصه هاي يك مهماني خوب باشد. به همين ترتيب برگزاري يك كلاس نقاشي در يك انباري بهم ريخته و كم نور چندان خوشايند نيست. براي نقاشي بايد فضاي زياد پنجره ي شمالي و كلا بايد شرايط و جوي مناسب وجود داشته باشد. فضاي كليسا ما را به نجواي خفيف وا مي دارد و كارخانه ها ما را مجبور مي كنند تا داد بزنيم يا به ايما- اشاره متوسل شويم.
هر تغييري در بافت موجب تغيير رفتار مردم مي شود. اين را مي توان در مهماني ها هنگامي كه بسيار شلوغ مي شود يا هوا بيش از اندازه گرم مي شود و جر و بحثي در بر مي گيرد مشاهده كرد.
همچنين مي توان آن را در واقعيت هايي كه به صورت تجربي اثبات شده اند و بنا بر آن ها دكوراسيون داخلي شاد موجب مي شود مردم احساس دوستانه تري نسبت به يكديگر داشته باشند، مشاهده كرد.
برخي اشخاص به نفع خودشان در بافت دست مي برند. مثلا عينك تيره مي زنندد تا يك منبع بازخورد را از ديگران بيگيرند و موقعيت برتري نسبت به آنها پيدا كنند؛ مبلمان را طوري مي چينند كه منبع نور در پشت سرشان قرار گيرد و نور توي چشم ديگران بيفتد؛ يا بزرگ ترين صندلي به خودشان برسد.
زمان نيز جز مهم بافت است . اگر كسي ساعت 2 صبح به دوستش زنگ بزند تا يك سي دي از او قرض بگيرد احتمالا پاسخ چندان جالبي دريافت نمي كند. در روز اول هفته هم روز خوبي براي طرح يك در خواست از كسي نيست.
نمي توان انكار كرد كه صحنه ارتباط تاثير مهمي بر ارتباط دارد اما محيط مادي هر چه باشد به هر حال ديگران بخشي از بافت هستند تجربه و شخصيت ما بر عملكردمان تاثير مي گذارد و ما هم مليت سن جنسيت نوع رابطه و جايگاه اجتماعي ديگران را در نظر مي گيريم. به اين توجه داريم كه آيا آنها جذاب عصبي يا مطمئن و شكيبا يا سلطه جو هستند همه اين عوامل و بيسياري عوامل ديگر بر اين كه ما چه مي گوييم چگونه حرف مي زنيم (سبك و گونه ي كاربردي) ، و چقدر بر جريان گفت و گو تسلط داريم تاثير مي گذارند.
در كل موقعيت ارتباط (كه بعضي از الگوها ارتباطي لفافي با نام بافت به دور آن ميكشند )،هر حرفي زده شود(يا ارتباط خاموش)بستگي به كساني دارد كه بافتي را كه در آن كلمات و ايما_اشاره ها ادا مي شوند ،بفهمند.جمله بهش سقلمه بزن وقتي بچه ها دارند در باره ي دفاع از خود با هم حرف ميزنند يك معنا دارد و وقتي كه با پدر مادرشان هنگام مرتب كردن لباس ها حرف مي زنند يك معناي ديگر.
الفباي ارتباطات/ ديويد گيل، بريجت آدمز؛ مترجمان: رامين كريميان، مهران مهاجر، محمد نبوي.- تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها، 1384.